وبینار بازاندیشی مفهوم خانه در زمان بحران

وبینار بازاندیشی مفهوم خانه در زمان بحران

poster-HOME

شورای جهانی انجمن های انسان شناسی (WCAA)، هشتمین وبینار از سلسله نشست های مجازی خود را با موضوع باز اندیشی مفهوم خانه در زمان بحران (Rethinking Home in Turbulent Time ) در تاریخ چهارم فوریه ۲۰۲۱ (شانزدهم بهمن ماه ۱۳۹۹) برگزار کرد.
در این نشست، دکتر سهیلا شهشهانی انسان شناس و استاد دانشگاه شهید بهشتی، به موضوع مفهوم خانه در دوره کرونا پرداخت. بخشی از سخنان ایشان به این شرح است:

«برای این سخنرانی کوتاه، به خانه چنانچه خود زیسته بودم پرداختم. به معنی عام آن نپرداختم، بلکه از منظر تجربه شخصی، ماهها پس از گذران آن مطلبی را ارائه دادم. شباهت ها و فرق ها با زمان های عادی مشهود است: اولین عکس العمل من به محدودیتها و خطر عبور و مرور و گذران اوقات در خانه این بود که ببینم چه  کاری می توانم انجام دهم که برای خودم و دیگران خوب باشد. اول تعدادی ماسک پارچه ای درست کردم و پس از آن در عکس العمل به ناراحتی بسیاری از افراد که در این دوران سخت، نمیتوانستند یکدیگر را در آغوش بگیرند و تسلی دهند، پیراهن های ساده و سبک به نام پیراهن “مرا بغل کن” درست کردم. در ضمن برای گذران روزها که هیچوقت عادت نداشتم اینقدر طولانی باشند، حالا میشد آنچه همیشه میخواستم انجام دهم و در برنامه روزانه بگنجانم. بدین ترتیب مقداری کار شیرینی پزی انجام دادم و موجب شد مراودات “شیرینی” با افراد داشته باشم و موجباتی برای گردآمدن به تعداد محدود در خانه را فراهم کنم.

پس از آن شروع کردم به پرداختن به گردآوری های صنایع دستی که در خانه داشتم و کار عکاسی از تک تک اشیا. این کارچند روزی وقت ام را گرفت و اینجا خانه مبدل شد به کارگاه و از آن بهره بردم و کارهای عقب افتاده را انجام دادم. اما کار اصلی من در یک کتابخانه انجام می شد و کم کم متوجه شدم آنجا کسی عبور و مرور نمیکند و حرکت من به آنجا از طریق اتومبیل شخصی یا خانه متحرک خودم است و نه کسی را آلوده میکنم و نه آلوده می شوم. پس کار رفت و آمد به کتابخانه را آغاز کردم و زندگی حرفه ای ام را ادامه دادم. در ضمن بخاطر آنکه دوست داشتم در مورد دوستان و همکاران بین المللی اطلاعاتی داشته باشم، یک نامه عمومی برای عده ای نوشتم و از این نامه گروهی استقبال شد و تا هفت الی هشت بار نیز ادامه پیدا کرد. بدین ترتیب بدون جابجایی های بین المللی برای کنفرانسها از مرکز خانه تماسهایم ادامه یافت.

یک کاربرد دیگر خانه محل گردهماییهای خانوادگی و انجام مراسم بود، ولی به خاطرکرونا این کاربرد برایمان کلا قطع شد. در همین زمان بود که مراسم عروسی پسرم که برای بهار پیش بینی شده بود، با قطع پروازها غیر ممکن شد. در پاییز تصمیم گرفته شد این کار را به سادگی انجام دهند و من پس از گذراندن تقریبا دوساعت با خانواده که در سه قاره بودند، متوجه شدم خانه من شد مرکز برگزاری مراسم به خاطر آنکه ما سفره رنگارنگ می اندازیم با اشیا معنی دار و هدیه می دهیم و توضیح تمام آنچه انجام می دهیم، برای همه جالب شد. آنها معنی تمام اشیا را می خواستند بدانند و بدین ترتیب سفره مبدل شد به مرکز توجه و گفتگوی همگان، و خانه مرا مبدل کرد به مرکز مراسمی بین المللی و خانوادگی. بدین ترتیب می بینیم خانه مرکزیت دیرین خود را برای انجام مراسم بدست گرفت و چندگانگی مفهومی خود را به نمایش گذارد.»

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.