لر، لر بزرگ، عشایر بختیاری، موسیقی

لر، لر بزرگ، بختیاری، موسیقی، توشمال

به نوازندگان بختیاری توشمال می گویند. شاپور اول تعدادی رامشگر و نوازنده از هندوستان به ایران آورد که تعدادی از این رامشگران به بختیاری کوچ داده شدند. این توشمال ها از اعقاب آنها هستند و به آنها هندی می گویند و آنها را از تبار خود جدا می دانند و منزلت اجتماعی پایین تر از دامداران دارند.

خسروی، 147- 146: 1368

لر، لر بزرگ، بختیاری، موسیقی، نی

بختیاری ها معمولاً از نی های توخالی هفت بند استفاده می کنند، آن را تزیین کرده و زه هایی دور آن می پیچند تا نشکند. سوراخهایی به تناسب انگشتان روی آن ایجاد می کنند.

خسروی، 146: 1368

لر، لر بزرگ، بختیاری، موسیقی، دهل

تخته دایره ای شکل است که سطح بالا و پایین آن را پوست می گیرند و درون آن مجوف است. با دو دست روی آن می زنند. در دست راست چوب کوتاهی شبیه خیزران، و در دست چپ چوب نازکی بر پشت دهل می نوازند و این دهل همیشه با ساز هم نوا می شود.

خسروی، 146: 1368

لر، لر بزرگ، بختیاری، موسیقی، سرنا یا کرنا

اندازه آن قدری بزرگتر از ساز کوچک و به یک متر می رسد. دارای شیپور بزرگی در انتها و لبه کلفتی در ابتدای آن است که در دهان می گذارند. صدای بلندی دارد که بیشتر برای رقص های مردانه و جنگی مانند : ترکه بازی، تیراندازی و اسب سواری نواخته می شود.

خسروی، 146: 1368

لر، لر بزرگ، بختیاری، موسیقی، ساز کوچک

سازی به اندازه نیم متر که، دهانه آن شیپوری و لبه آن که در دهان می گذارند پهن و نازک است. دارای چند سوراخ است که با همین سوراخ ها سر انگشت آهنگها را می نوازد، آهنگ های مجلسی و رقص های دسته جمعی.

خسروی، 146: 1368

لر، لر بزرگ، بختیاری، رقص، رقص گروهی

در مراسم شادمانی همه در رقص های دست جمعی شرکت می کنند و دست در دست هم با آهنگ ساز و دهل می رقصند.

خسروی، 147: 1368

لر، لر بزرگ، بختیاری، رقص، رقص گروهی آرام

سه قدم به طور ضربی به جلو بر می دارند و دو قدم به عقب بر می گردند و این حرکت طوری تنظیم شده است که از دایره منظم رقص خارج نمی شوند.

خسروی، 147: 1368

لر، لر بزرگ، بختیاری، رقص، رقص تند

در رقص تند دستمال ها را تند تند به دور سر می چرخانند و روی شانه ها می اندازند، گام ها نیز به صورت تند به طرف جلو برداشته می شوند و عقب بر نمی گردند.

خسروی، 146: 1368

لر، لر بزرگ، بختیاری، رقص، رقص مجسمه

رقص که نوازنده روی کار و هنگام خود آن را تنظیم می کند به نحوی که رقصنده به آهنگ ساز می رقصد و ناگهان ساز متوقف می شود، او هم ناچار به هر حالتی که آخرین لحظه آهنگ بوده باید خشک سرجای خود بایستد. تا آهنگ بعدی نواخته نشده حق ندارد از خود حرکتی ظاهر نماید. مهارت رقصنده در حالتی مشخص می شود که بتواند بموقع توقف کند و بموقع حرکت نماید.

خسروی، 148- 146: 1368

به ما در تکمیل اطلاعات این قسمت کمک کنید

ارسال اطلاعات