قوم بلوچ، خوراک

بلوچ، خوراک

خوراک عمده بلوچ ها، بجز اهالی ساحل دریای عمان که ماهی غذای اصلی آنان است، عبارتند از: خرما، نان، برنج، حبوبات و لبنیات. بیشتر مردم در روز دو وعده غذا می خورند: نخست غذای میان روز که به گویش بلوچی درک بند یا دل ادی نام دارد و معمولاً خرما، نان و ماست است. و دیگر غذای شب آنان می باشد که به نسبت وضع مالی آنان، دوغ، کشک یا پلوماهی است.

افشار سیستانی، 399: 1371

 

بلوچ، خوراک، آجیل ها، دانکو

دانکو از گندم بوداده مخلوط با کنجد، تهیه می شود و در جاهایی که کنجد یافت نمی شود از مغز هسته زردآلو یا وشک استفاده می کنند. «وشک» مغز بادام کوهی است که اصلاً تلخ است و چند روز آن را در آب جاری قرار می دهند تا شیرین شود.

افشار سیستانی، 403: 1371

 

بلوچ، خوراک، برنج، بت

برنج را بیشتر به صورت دمی طبخ می کنند و با گوشت سرخ شده یا ماهی می خورند.

افشار سیستانی، 402: 1371

 

بلوچ، خوراک، پژمک

پژمک (پمنو): نوعی گندم زرد و بزرگ دانه به نام “پژمک” یا “پمنو” را حدود بیست و چهار ساعت در شیر تازه می خوابانند، تا کاملاً خیس شود، سپس آنرا روی تابه بریان می کنند و با کنجد یا مغز بادام کوهی، بوداده مصرف می کنند.

افشار سیستانی، 404-403: 1371

 

بلوچ، خوراک، تباهه

خانواده ها در فصل زمستان به نسبت استطاعت مالی خود، یک یا چند گوسفند به نام پابُندی ذبح می کنند و گوشت آن را به قطعات کوچک تبدیل می نمایند و لابلای آن ناردانه بو داده و کوبیده شده مخلوط با سایر ادویه، می ریزند و خشک می کنند، این غذا را تباهه می نامند. در طول زمستان به تدریج آن را می پزند و به مصرف می رسانند. گاهی گوسفند پروار را بدون این که پوست بکنند، پشم آن را می کنند، پس آن را روی آتش می گذارند و دود می دهند تا تبدیل به تباهه شود.

افشار سیستانی، 403: 1371

 

بلوچ، خوراک، خوراک خرما، خرمای کشته، چنگال

چنگال که در سیستان و کرمان آنرا چنگمال می نامند و عرب ها به آن خبیص می گویند. برای تهیه آن ابتدا از خمیر رقیقی از آرد گندم – که آن را به صورت نازکی روی «تابه آهنی» می پزند – نانی تهیه می شود که به آن سسرک می گویند. این نان را با مقداری خرما در ظرفی می گذارند و با قاشق یا با دست آن قدر مالش می دهند تا کاملاً با خرما مخلوط شود. آن گاه مقداری روغن روی آتش می گذارند و به جای پیاز، تکه های کوچک نان را در روغن سرخ شده می ریزند و هنگامی که نان بریان و سرخ شد آن را روی چنگال می ریزند و می خورند. این خوراک معمولا به جای عصرانه میل می شود و در افطار ماه مبارک رمضان نیز خوردن چنگمال متداول است.

افشار سیستانی، 400-399: 1371

 

بلوچ، خوراک، خوراک خرما، خرمای کشته، حلوا

حلوا که مقداری آرد ذرت بی نمک را در روغن داغ می ریزند حرارت می دهند تا رنگ آرد اندکی زرد شود، سپس ظرف را از روی آتش برمی دارند و مقداری خرما در آن می ریزند و با ملاقه هسک یا قاشق بزرگی محتوای ظرف را مالش می دهند تا آرد بود داده و خرما و روغن بخوبی مخلوط شوند، سپس بار دیگر آن را گرم می کنند و مصرف می کنند.

افشار سیستانی، 400: 1371

 

بلوچ، خوراک، شوده وده

در قصر قند و سرباز، خرما را به صورتی در می آورند که باید با قاشق صرف شود. این نوع خرما را شوده وده می نامند و گاهی با کنجد، بادام و پودینه (پونه، سبزی خوشبویی شبیه نعناع است) مخلوط می کنند.

افشار سیستانی، 399: 1371

 

بلوچ، خوراک، قاتق (هتک یا وداپ)

انواع قاتق یا نان خورش را هتگ، نارشت یا ناورشت می نامند.

افشار سیستانی، 402: 1371

 

بلوچ، خوراک، قاتق، آبگوشت

در دیگ های مسی و گاهی در ظرف های سفالی تهیه می شود. این آبگوشت به واسطه فلفل قرمزی که با دارچین و زردچوبه سائیده مخلوط می کنند و در آن می ریزند، بیشتر به خوراک های هندی  شباهت دارد، تا آبگوشت معمولی، در آبگوشت علاوه بر ادویه مقداری دانه انار خشک نیز می ریزند تا خوشمزه شود.

افشار سیستانی، 403: 1371

 

بلوچ، خوراک، قاتق، دوغ (شیرجته)

شیر ترشی یا دوغ نیز به جای قاتق به کار می رود و از عدس، لوبیا، باقلا و ماش هم خورش تهیه می کنند که به گویش بلوچی وداپ نامیده می شود؛ این واژه از دو قسمت تشکیل شده است: قسمت اول آن «واد» به معنی نمک و قسمت دیگر آن « آب» است. معمولاً این قاتق به جای اشکنه به کار می رود.

افشار سیستانی، 403: 1371

 

بلوچ، خوراک، قاتق، ماست (بستک)

یکی از نان خورش های عمومی است که نان را در آن ترید می کنند و مقداری روغن داغ شده نیز روی آن می ریزند.

افشار سیستانی، 402: 1371

 

بلوچ، خوراک، کنک

برای تهیه این خوراک، خرمای نرسیده را با کارد می بُرند و خشک می کنند. پس آن را می کوبند و با مغز بادام و پسته، در شیره خرما می ریزند و حلوایی به دست می آورند که از مسقطی هم لذیذتر است.

افشار سیستانی، 399: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، پناریک

آن را کوچ روان می پزند که ساکن نیستند و تنوری ندارند. برای تهیه آن زمینی را که مستور از شن باشد انتخاب می کنند و در آن جا آتش زیاد می افروزند. هنگامی که شن ها داغ و تافته شد، اخگرها را کنار می زنند و خمیر را روی شن های داغ می اندازند و روی خمیر را با همان شن های داغ می  پوشانند. به این نان گاهی زیره و مقداری ادویه نیز مخلوط می کند.

افشار سیستانی، 400: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، سرک

نانی است که روی تابه آهنی پخته می شود و بیشتر به چنگمال اختصاص دارد که از آرد ذرت تهیه می شود و به زن پس از وضع حمل داده می شود.

افشارسیستانی، 400: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، نان جو، جویه نان

خوراک خانواده های بضاعت و فقرا است، نوعی نان است که بلوچ ها آن را از جو، با تنور
می پزند.

افشار سیستانی، 402: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، نان ذرت، تیموتش

از خمیر سفت و غیرآبکی که با دست روی تابه پهن می شود به دست می آید این نان خشک و نازک است.

افشار سیستانی، 402: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، نان ذرت، دکو

همانند تیموش است؛ ولی قطورتر و خشک تر می باشد؛ از گاورس و ارزن نیز تهیه می شود و به خانواده های بی بضاعت اختصاص دارد.

افشار سیستانی، 402: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، نان ذرت، رحتو

مانند شلوپخته می شود (از خمیر رقیقی طبخ می شود. بدین صورت که با ملحقه (ملاقه) آن را روی تابه می ریزند و سپس با پشت ملاقه آن را پهن می کنند تا نیم پز شود، آن گاه پشت و رو می کنند تا هر دو طرف آن بخوبی پخته شود) با این تفاوت که خمیر آن، خمیر مایه ندارد و به اصطلاح فطیر است.

افشار سیستانی، 402: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، نان ذرت، شلو

نان ذرت، خوراک فصل زمستان بلوچ ها است. از خمیر رقیقی طبخ می شود، بدین صورت که با ملحقه (ملاقه) آن را روی تابه می ریزند و سپس با پشت ملاقه آن را پهن می کنند تا نیم پز شود، آن گاه پشت و رو می کنند تا هر دو طرف آن بخوبی پخته شود.

افشار سیستانی، 402: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، نان گندم (نان گِله)، تسهلان

بدین صورت بدست می آید که خوشه گندم سبز را در دیگ آب جوش می اندازند، سپس آن را از آب بیرون می آورند و می خشکانند و می کوبند تا کاه از دانه جدا شود از دانه ها آشی طبخ می کنند که تسهلان نامیده می شود.

افشار سیستانی، 401: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، نان گندم (نان گِله)، دوتلو

نانی نازک همانند لواش است؛ اما روی تابه آهنی پخته می شود. برای تهیه آن، خمیر را جدا جدا پهن می کنند و هر یک را جداگانه روغن اندود می نمایند، پس هر دو را روی هم می گذارند و پهن می کنند و بعد روی تابه ای که اندکی روغن دارد، می گذارند تا پخته شود.

افشار سیستانی، 400: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، نان گندم (نان گِله)، دوتینه

برای تهیه آن، خمیر را به قدر لازم نازک می کنند و روی تابه می اندازند؛ به محض اینکه خمیر روی تابه چسبید تابه را وارونه می کنند، تا نان از هر دو سطح بخوبی پخته شود و یا از داغ کردن دو صفحه فلزی همسطح به نام تین که خمیر در وسط آن پخته می شود، استفاده می کنند.

افشار سیستانی، 401: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، نان گندم (نان گِله)، رتی

رتی، نان گرده ای است که روی تابه آهنی پخته می شود و پیش از پخته شدن، با دست منافذی درِ گرده خمیر ایجاد می کنند و نان متخلخلی به دست می آورند.

افشار سیستانی، 401: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، نان گندم (نان گِله)، سبزک

گاهی نیز خوشه سبز گندم را روی شعله آتش نگاه می دارند تا خشک شود؛ سپس با کف دست کاه را از دانه جدا می کنند. از این دانه ها که سبزک نامیده می شود نوعی آش درست می کنند.

افشار سیستانی، 401: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، نان گندم (نان گِله)، گرده

با آن که خمیر گرده مانند لواش آماده می شود؛ ولی همانند نان لواش نازک به عمل نمی آید و خمیر آن را به شکل دایره در می آورند و به تنور می برند.

افشار سیستانی، 400: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، نان گندم (نان گِله)، لواش(دست پچ)

و آن، لواش، نان نازکی است که بدست در تنور تُرون پخته می شود و اختصاص به بلوچستان ندارد و در همه شهرها و روستاهای ایران طبخ می شود.

افشار سیستانی، 400: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، نان گندم (نان گِله)، نگانک

مقدار آردی را که یک خانواده بلوچ برای ناهار یا شام خمیر می کند «نگانک» نامیده می شود کلمه «نگانک» مصغر «نکان» است. این نان در پیرامون ایرندگان و سرباز از توابع شهرستان ایرانشهر مصرف می شود.

افشار سیستانی، 402-401: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، نان گندم (نان گِله)، هلکاری

برای پختن آن، روغن را در دیگ مسی قلع اندود یا دیگ نیکلی، داغ می کنند و خمیر را به چانه ای کوچک تقسیم می کنند، پس آن را با غلتک مخصوصی نازک می کنند و در ظرف روغن جوشان می اندازند تا پخته شود؛ این نان را روغن جوش می نامند.

افشار سیستانی، 401: 1371

 

بلوچ، خوراک، نان، هشک

خوشه سبز جو را روی آتش نگاه می دارند تا خشک شود سپس با کف دست کاه را از دانه جدا می کنند دانه آن را هشک می نامند. پس از خشکاندن دانه جو آن را آرد می کنند و به وسیله الک که به بلوچی کیچن یا کمک نامیده می شود، سبوس را از آرد جدا می نمایند و با خرما و روغن مخلوط می کنند و مورد استفاده قرار می دهند. بعضی از بلوچان «هشک» را با آب رطوبت می دهند و با شکر، شیرین می کنند و می خورند.

افشار سیستانی، 401: 1371

به ما در تکمیل اطلاعات این قسمت کمک کنید

ارسال اطلاعات