قوم بلوچ، بازی ها

بلوچ، بازی، آپ دریکا

از میان بازیکنان یک نفر انتخاب می شود و یک طرف استخر یا رودخانه قرار می گیرد و بقیه طرف دیگر قرار می گیرند. بازی با لفظ (آپتنت) یعنی آب مال شماست، شروع می شود و آن یک نفر باید بقیه را دنبال کند تا یکی از آن ها را بگیرد. البته از شرایط گرفتن باید گیرنده زمان گرفتن سرش زیر آب باشد و نفری که گرفته شد خودش گیرنده می شود. بازی همینطور ادامه دارد. اتمام بازی زمانی است که بازیکنان خسته شده باشند.

عارفی 116 : 1385

بلوچ، بازی، آزادی از زندان

در ابتدای آزادی از بین افراد گروه دونفر انتخاب می شوند (با قرعه کشی یا توافقی) یکی به عنوان گرگ و دیگری به عنوان زندان بان. هنگام آغاز بازی افراد گروه پراکنده شده و گرگ آنان را دنبال کرده و هر یک از آنان را که بگیرد، تحویل می دهد. زندان بان در گوشه ای مستقر شده و افراد زندانی را تحویل می گیرد. افراد زندانی حق دورشدن از زندانیان دیگر را ندارند، مگر آنکه توسط یکی از بازیکنان دیگر که هنوز اسیر نشده اند، زده شده و مجدداً آزاد شوند.

از طرف دیگر اگر یکی از بازیکنان توسط زندانبان زده شود، به جمع زندانیان اضافه می شود و بازی تا آنجا ادامه پیدا میکند که همه افراد گروه زندانی شود. با زندانی شدن آخرین نفر بازی تمام می شود و اگر افراد گروه تمایل داشته باشند می توانند این بازی را تکرار کنند. این بازی برنده و بازنده ندارد.

عارفی، 101 : 1385

بلوچ، بازی، آنجلاسکی

از میان بازیکنان یک نفر به عنوان زننده و یک نفر به عنوان پرتاب کن مشخص می شود و بقیه افراد کنار نخل ها آماده می شوند. بازی با پرتاب چوب توسط پرتاب کن شروع می شود و در این هنگام بازیکن زننده باید به دنبال چوب آوردن باشد و پرتاب کن با سایر نفرات بالای نخل ها رفته و بازیکن که چوب را آورده باید با چوب، بازیکنان دیگر را لمس کند و حتی می تواند به دنبال بازیکنان بالای درخت ها برود.

در این هنگام بازیکنانی که بالای درخت ها هستند، بخاطر اینکه یار خود را نجات دهند، به پایین آمده و با فریاد آنجلاسکی بازی تمام می شود و اگر بازیکن زننده قبلی به عنوان پرتاب کن مشخص شده، بازی به همین صورت ادامه می یابد و اتمام بازی زمانی است که بازیکنان خسته باشند.

عارفی، 119 : 1385

بلوچ، بازی، استاد مگیر- شاگرد بگیر

ابتدا از بین افراد بازیکن یک نفر را به عنوان استاد انتخاب می کنیم و یک نفر را به عنوان بازیکن انتخاب کرده و با شروع کردن بازی یک دست و یک پا مخالف هم را (دست و پای بازیکن) به هم می بندند.

دست را به ناحیه ران بسته و در ادامه بازی، استاد با دست زدن به پشت بازیکن به او می گوید که حرکت کند و در ضمن به او می گوید که استاد را مگیر و شاگرد را بگیر و آن بازیکن باید تلاش کند که یکی از بازیکنان دیگر را بگیرد و او را به جای خود جانشین کند.

در ضمن استاد می تواند در ضمن بازی، موقعیت را عوض کند. به این صورت که بگوید استاد را بگیر، شاگرد را مگیر و بازیکن باید بلافاصله تغییر موقعیت دهد و از تغییر بازیکن دست کشیده و استاد را تعقیب کند و بازی به همین ترتیب ادامه پیدا می کند، تا بالاخره آن بازیکن یک نفر را بگیرد. این بازی را تا زمانی که بخواهند می توانند ادامه دهند و در پایان بازی کسی که اصلاً دستگیر نشده باشد برنده بازی اعلام می شود. (محدوده حرکت بازیکنان دیگر در مسافتی حدود 30 تا 40 متر می باشد.)

عارفی، 100 : 1385

بلوچ، بازی، اشکاتلی

شامل 10 الی 4 خط نگه دار و یک نفر توکی دارد و 10 بازیکن. 5 نفر جداول نفر دیگر را جدا و در واقع دو تیم تشکیل می شود، و طبقه نقشه خط هایی کشیده می شود. زمان قدیم با بند خاکی کوچک ولی حالا از گچ یا آهک استفاده می کنند. افراد رقیب در اول خط قرار می گیرند. و تیم مقابل در داخل جدول قرار می گیرد.

همزمان با شروع بازی خط نگهدار می دود. طوری حرکت می کند که دستشان به بازی کنان نخورد زیرا اگر خورد بازی به روال اولیه خود باز می گردد. به همین منوال بازی رد و بدل می شود تا آخرین بازی کنان تا بازی را بیشتر ادامه بدهند.

عارفی، 90 : 1385

بلوچ، بازی، بکش بکش

افراد به دو گروه مساوی تقسیم می شوند و هر گروه به فاصله یک تا دو متری خط وسط مستقر می شوند و همه افراد با دست کمر همدیگر را حلقه زده و سر گروه ها نیز دستها را روی هم گذاشته و با اعلام داور در جهت عکس حرکت را انجام می دهند. در این بازی یک نفر برنده است.

عارفی، 97 : 1385

بلوچ، بازی، بندر کیلا (میمون بازی)

ابتدا یک چوب دو متری در زمین خاکی فرو برده و یک طناب 2 تا 3 متری به آن بسته و سر دیگر طناب را به پای یکی از بازیکنان می بندند. در طول طناب کفشهای بازیکنان گذاشته می شوند و آن ها باید بیایند و کفشها را از زیر طناب بردارند و آن شخص که پایش بسته است باید بازیکنان دیگر را بگیرد اگر کسی را گرفت جایش با او عوض می شود. افراد گروه دورش حلقه می زنند و یک نفر با سرعت کفشها را از آنجا دور می کند. اگر نتوانست در این بین کسی را بگیرد، خودش باید دوباره همان کار را انجام دهد.

عارفی، 108 : 1385

بلوچ، بازی، پانی گرگرانی

برای شروع بازی، تعداد دو نفر از بازیکنان که با قرعه کشی مشخص می شوند در بین 10 بازیکن دیگر که به صورت دایره ای قرار گرفته و دست در دست هم داده اند، قرار می گیرند و چشم های آن ها بسته می شود. آنگاه 10 بازیکن با یکدیگر می گویند اسم پانی گرگرانی و دو بازیکنی که چشم آن ها بسته است به دنبال شلاقی که در وسط میدان بازی قرار گرفته می گردند. هر کدام از آن دو نفر که شلاق را پیدا نمود نفر دوم را که چشمانش بسته است تنبیه می نماید و اگر اشتباهاً کس دیگری را با شلاق تنبیه نمود، تسلیم شده و بازی مجدداً با قرعه کشی و انتخاب دو نفر دیگر ادامه پیدا می کند.

شهرکی، فراهانی، 82 : 1388

بلوچ، بازی، تالشود

دانش آموزان با انتخاب مربی به دو تیم چهار نفری تقسیم می شوند که یک تیم داخل محوطه مشخص شده و تیم دیگر بیرون از محوطه قرار می گیرد و نفراتی که در داخل محوطه خط کشی شده قرار دارند باید در جای خود قرار گیرند و نفری که در منطقه شماره یک قرار دارد می تواند از راهرو هم برای زدن حریف استفاده کند.

شروع بازی به گونه ای است که یک نفر از تیمی که بیرون است توسط نفر منطقه شماره یک وارد محوطه خط کشی شده می شود و بازی شروع می شود. وظیفه نفرات که داخل منطقه خط کشی شده قرار دارند این است که نگذارند حریف از آن ها عبور کند و وظیفه نفرات بیرون عبور کردن از حریف است و اگر یک نفر از تیم بیرون موفق به عبور از هر چهار نفر شد، بازی تمام شده و یک امتیاز به تیم برنده می دهند و اگر نفراتی که داخل منطقه خط کشی شده به بازیکن بیرونی دست بزنند، جای بازیکن عوض می شود. در پایان تیم بازنده باید به اندازه طول زمین سواری بدهد.

عارفی 117 : 1385

بلوچ، بازی، تیت

ابتدا افراد به دو گروه تقسیم می شوند. یک مربع یا دایره کشیده می شود. یک گروه گرگ می شوند و گروه دیگر را دنبال می کنند و افراد آن گروه را گرفته و بیرون دایره می برند و اگر تا پایان بازی کسی از آن گروه توانست که پایش را به داخل دایره ببرد و بگوید “تیت”، افراد گروهش را آزاد کرده است و اگر نتوانست همه افراد زندانی شده و آن تیم سوخته و بازی به تیم گرگها محول می شود.

عارفی، 107 : 1385

بلوچ، بازی، جی

ابتدا معلم دانش آموزان را به دو گروه مساوی تقسیم نموده، گروه زننده و گروه گیرنده. وظیفه گروه زننده این است که یک یا چند نفر را از گروه گیرنده دست زده و خود را به یکی از مناطق خنثی شده که در چهار گوشه زمین قرار دارد برساند و هر نفر که به آنها دست خورده اگر نتواند کسی را که به آن ها دست زده بگیرد، از بازی اخراج می شود و اگر موفق به گرفتن آن تا قبل از رسیدن به منطقه خنثی شود نفری که گرفته شده اخراج می شود و هر یک نفر که اخراج می شود، از اخراجی تیم حریف یک نفر وارد بازی می شود. بازی تا زمانی که تمام نفرات یک تیم اخراج شوند ادامه دارد. در پایان بازی تیم بازنده به تیم برنده به اندازه طول زمین سواری می دهند.

عارفی 118 : 1385

بلوچ، بازی، چم چیرکا ( قایم باشک)

ابتدا به دو گروه تقسیم شده، سپس قرعه کشی کرده شروع کننده مشخص می شود. آنگاه گروه بازنده در قرعه کشی چشمان خود را می بندد و گروه مقابل در اطراف محل مخفی شده بعد از دقایقی چشمان خود را باز کرده و به دنبال افراد حریف به جستجو می پردازد. اگر موفق شدند تمامی افراد را دستگیرکنند، گروه مقابل باید به حریف سواری بدهد.

عارفی، 92 : 1385

بلوچ، بازی، چوک

شامل 5 تا چوب به اندازه 20 سانتی متر از چوب درخت خرما، طوری که این قسمت ها همه پشت و هم رو داشته باشد. بازی را معمولاً در جایگاهی به اندازه یک سفره در خانه دور هم اجرا می کنند.

چوب ها را نفر اول در داخل دست به صورت مشت گرفته به فاصله 20 سانتی متر به زمین می زند. به فاصله 25 سانتیمتر و هنگامی که چوب ها در اوج هستند با پشت دست به آن ها ضربه می زند. مثل حالت خط و شیر. اگر به پشت افتاده باشد از بازی خارج می شود. اگر به رو بیفتد حساب می شوند. یعنی تعداد چوب ها را حساب می کنند. این بازی به مدت یک ساعت ادامه می یابد. در انتها چوب ها را حساب می کنند. هر کس چوب بیشتری دارد، برنده اعلام می شود.

عارفی، 87 – 86 : 1385

بلوچ، بازی، چوک بازی

برای انجام این بازی که توسط مردان انجام می شده، چند نفر گرد هم جمع می شوند. برای شروع بازی ابتدا در زمین مورد نظر در یک نقطه حفره کوچکی ایجاد کرده و چوب کوچکی را روی آن قرار می دهند، پس هرکدام از بازیکنان یک چوب بلندی را در دست گرفته و به چوب کوچک ضربه ای وارد می کنند تا چوب کوچک به هوا بلند شده و ضربه ای دیگر نیز می زنند تا چوب مسافتی را بپیماید.

در این بازی هر بازیکنی که بتواند ضربات محکم تری به چوب کوچک زده به طوری که این چوب فاصله بیشتری را طی کند به عنوان فرد برنده شناخته می شود.

شهرکی، فراهانی، 87 : 1388

بلوچ، بازی، چهارخانه

ابتدا زمینی به  ابعاد 4×4 متر را خط کشی کرده و به مربع های 2×2 متری تقسیم می کنند. عرض خطوط باید به اندازه 2 پای چسبیده به هم یک شخص باشد. عرض خطوط جزء زمین محسوب نمی شود. بازیکنان به دو گروه 4 نفری تقسیم می شوند.

به صورت توافقی یا قرعه کشی تیم اول انتخاب شده و به درون مربع ها می روند، چهار نفر دیگر بر روی خطوط قرار می گیرند، می توانند روی خطوط یک مربع یا روی خطوط هر چهار مربع قرار گیرند. البته باید مواظب باشند که پایشان از روی خطوط کنار نرفته و به درون مربع ها نرود، چون بازنده اعلام شده و باید بازی را ترک کند. این چهار نفر روی خط باید سعی کنند با درازکردن دستشان افراد درون مربع ها را لمس کرده و یا بگیرند.

افراد درون مربع ها باید خود را به صورت چوب راست نگه دارند که دست آن ها به ایشان نرسد. اگر دستشان به افراد بخورد فرد درون مربع سوخته و از بازی بیرون می رود تا نفر آخر این کار ادامه پیدا می کند. لازم به توضیح است که افراد درون مربع می توانند با یک پا از زمینی به زمین دیگر بروند به طوریکه پایشان روی خطوط قرار نگیرد وگرنه سوخته و باید از بازی خارج شوند.

مدت زمان هر دوره 15دقیقه می باشد، اگر افراد روی خطوط نتوانستند در مدت این 15 دقیقه افراد درون مربع را بسوزانند و از بازی خارج کنند، امتیاز به افراد درون مربع داده می شود و بازی دوباره به همین صورت ادامه پیدا می کند. بازی تا کسب 10 امتیاز ادامه پیدا می کند.

عارفی، 110-109 : 1385

بلوچ، بازی، خاله بازی

بازیکنان در این بازی به ترتیب سن نقش پدر، مادربزرگ و . .  را ایفا می کنند، مادر نگران است و پدر در تلاش برای رساندن طفل (عروسک) به بیمارستان است. مادربزرگ دست به دعا است و به همین ترتیب بچه را به دکتر می برند. دکتر تجویز دارو می کند مدتی را بر بالین فرزند شب زنده داری می کند تا اینکه بچه خوب شود.

عارفی، 96 : 1385

بلوچ، بازی، خانه بازی (دشتوک)

ابتدا زمین را به هشت خانه مساوی تقسیم کرده به طوریکه خانه های شماره 4و5و7و8 چسبیده و عمود به خانه های دیگر هستند. سپس بر حسب قرعه، نفر اول بازی را شروع کرده، بدین ترتیب که سنگ کوچکی را که در دست دارد در خانه اول می گذارد و روی یک پا بلند شده با پایی که روی زمین است شروع به بازی می کند، به طوریکه بدون سنگ یک خانه یک خانه جهش می کند تا خانه سوم.

به خانه چهارم و پنجم که رسید، هر دو پا را روی زمین می گذارد. (یک پا در خانه چهارم و یک پا در خانه پنجم) و مجدداً با یک پا خانه ششم را طی کرده و به همان صورت قبلی در خانه هفتم و هشتم فرود می آید و در همان حالت کمی استراحت کرده و یک برگشت جهشی دارد و همین کار را مجدداً تکرار می کند.

وقتی به خانه دوم رسید خم شده و سنگش را برداشته و بدون اینکه در آن خانه پا گذارد از بازی خارج می شود و یعنی از روی آن با یک پا می پرد. این کار تا رسیدن به خانه هشتم تکرار می شود. اگر موفق شود که همه مراحل را با موفقیت طی کند، در آخر به انتهای محدوده بازی رفته و پشت به خانه ها می نشیند و سنگ را از بالای سرش روی خانه ها پرتاب می کند. هر خانه ای را که توانست بگیرد، در اختیار اوست، به طوری که در طول بازی دیگر می تواند درون آن خانه استراحت کرده و یا افراد دیگر را از پا گذاشتن به آن خانه منع نماید. در پایان بازی هرکس بتواند خانه های بیشتری را صاحب شود برنده بازی اعلام می شود.

عارفی، 111 : 1385

بلوچ، بازی، دبل

ابتدا یک خط کوچک حدود ده سانتیمتر بر روی زمین خاکی کشیده و آن را به عمق چهار تا پنج سانتیمتر حفر می کنیم، بعد یک چوب کوچک بیست سانتیمتر روی همین چاله کوچک قرار داده (به صورت اهرم) افراد بازیکن به ترتیب پشت سر هم قرار می گیرند.

فرد بازیکن یک چوب نیم متری برداشته و زیر چوب کوچک می زند. زمانی که چوب بالا رفت، افراد دیگر باید سعی کنند چوب را بگیرند و اگر موفق شوند فرد بازیکن سوخته و نوبت نفر بعدی می شود که هرکس توانست چوب را به آن ها پرتاب کند، برحسب پرتابش امتیاز می گیرد.

به این صورت که شخص بازیکن دوباره چوب را بر سرجایش قرار داده و چوب بزرگ را بر می دارد و همان کار قبلی را مجدداً انجام می دهد، با این تفاوت که این بار افراد گروه در محلی دورتر قرار گرفته اند و فقط نظاره گر بازی هستند. فرد بازیکن بعد از اینکه چوب را از روی چاله زد و به هر اندازه که قادر باشد زیر چوب کوچک ضربه می زند حداکثر ضربات سه ضربه است و بعد با یک حرکت سریع ضربه محکمی به چوب و ارد کرده تا آن را به محل تعیین شده بفرستد.

اگر به چوب کوچک یک ضربه زد از آنجا تا محل تعیین شده را با همان چوب نیم متری اندازه می گیرند، اگر دو ضربه زیر چوب بزند با هسته خرما و اگر سه ضربه زده شود با چیزهای کوچکتر مسیر را اندازه می گیرند و به همان اندازه امتیاز می دهند، در آخر بازی فردی که امتیاز بیشتری دارد، برنده اعلام می شود.

عارفی، 102 : 1385

بلوچ، بازی، دلکی یا نشانه

این بازی بین دو گروه پنج نفره بازی می شود. گروه اول به فاصله بیست سانتیِ گروه دیگر می ایستد. چاله ای به عرض 20 سانتی متر ایجاد می کنند. یک چوب کوچک 20 سانتی به حالت موازی قرار داده به طوری که نصف آن از چاله بیرون باشد. با چوبی به اندازه یک متر به چوب کوچک ضربه زده تا به هوا پرتاب شود. سپس ضربه دیگری به آن زده تا به سمت حریف به راه بیفتد. در صورت گرفتن وی حریف برنده میشود. در غیر این صورت بازی به روال عادی ادامه پیدا می کند.

عارفی، 98 : 1385

بلوچ، بازی، دوارک بازی (خط بازی)

ابتدا زمین را به هشت خانه مساوی تقسیم کرده سپس طبق قرعه نفر اول می گذارد و به حالت یک پا بلند، شروع و با پای دیگر که روی زمین است (بدون سنگ) یک خانه یک خانه شروع به جهش می کند.

البته تا خانه سوم و به خانه چهارم و پنجم که رسید هر دو پا را زمین می گذارد و بعد از لحظه ای با یک پا خانه ششم را طی می کند. مجدداً در خانه هفتم و هشتم استراحت دارد و از همان خانه هفتم و هشتم برگشت جهش می کند و این عمل را مجدداً تکرار می کند و وقتی به خانه دوم رسیده خم می شود و سنگش را از خانه اول برمی دارد و بدون پاگذاشتن در آن خانه می گذرد.

اگر موفق شد همه مراحل را طی کند، باید یک بار چشم بسته این مسیر را طی کند، البته در خانه پنجم و چهارم و هفتم و هشتم می تواند بازی کند. اگر بتواند در ابتدای خانه به طوری که پشت به خانه قرار بگیرد بایستد و سنگ را از پشت خانه پرتاب کند و سنگ در هر خانه قرار گرفت مالک آن خانه است و می تواند دیگران را از پا گذاشتن بر روی آن منع کند.»

عارفی، 91 : 1385

بلوچ، بازی، سه دارو

هر نفر سه مهره خود را روی صفحه خط کشی شده قرار می دهند به گونه ای که سه مهره روی یک خط مستقیم نباشند. شروع بازی با حرکت دادن مهره توسط یک نفر است. هر مهره از یک زاویه به زاویه دیگر است که با خط وصل شده باشند. هر نفر که موفق شود سه مهره خود را روی یک خط قرار دهد برنده محسوب می شود و بازی تمام می شود.

عارفی، 115: 1385

بلوچ، بازی، سه وارونه دارو

ابتدا بازیکنان به دو گروه مساوی تقسیم می شوند و هر گروه برای خود یک سرگروه انتخاب
می کنند. طبق قرعه یک گروه در محل تل می ماند و گروه دیگر با سرگروه دیگر خود می روند که مسیر رفت و برگشت را برای هم تعیین کنند. مجدداً سرگروه فوق همراه با سرگروه دیگر، می روند که مسیر حرکت گروه گریز را برایش توضیح دهد و در این فاصله افراد گروه گریز مخفی می شوند. سپس سرگروه می گوید هر کجا هستی خودت را پنهان کن و گروهی که فرار کرده به دنبال موقعیت است تا با دورشدن گروه تل از محلی که برای زدن افراد مخفی حرکت کرده اند، خود را به آنجا برسانند و آن ها را بزنند. در صورت به دردسرافتادن فریاد می زنند “سه وارونه دارو” و با رسیدن سرگروه ها نجات می یابد. ضمناً اگر گروهی را که فرار کرده است قبل از افراد تل توسط سرگروه ها دیده شوند، دیگر حق ندارند بازی کنند. در پایان بازندگان باید به گروه برنده سواری بدهند.

عارفی، 83 : 1385

بلوچ، بازی، شیطان بازی

تقریباً شبیه هفت سنگ می باشد. با این تفاوت که در بازی هفت سنگ از تعداد 7 سنگ استفاده می شد، ولی در شیطان بازی از هفت چاله به اندازه توپ تنیس استفاده می شود. برای شروع بازی تعداد 7 چاله یا حفره در زمین بازی ایجاد می کنند که چاله ای که در وسط قرار دارد به نام چاله شیطان معروف است.

آنگاه بازیکنان دو تیم به تعداد مساوی تقسیم شده و با قرعه کشی زننده توپ و گیرنده مشخص می گردد. سپس زننده توپ در پشت خط شروع بازی قرار گرفته و توپ را به سمت چاله رها می نماید. اگر توپ داخل چاله های کناری رود فردی که چاله از آن اوست زننده توپ خواهد بود ولی اگر به داخل چاله وسط که همان چاله شیطان است رفت گروه پرتاب کننده به اطراف دویده و سعی می کنند در زمان مناسب خود را به چاله ها رسانده و آن ها را با دست خود بگیرند، یک امتیاز به آن آن هاها تعلق می گیرد و در غیر این صورت امتیاز به گروه دیگر خواهد رسید.

سپس جای دو تیم عوض شده و بازی به همین روش تا امتیاز مشخصی که در ابتدا معلوم گردیده ادامه پیدا می کند. این بازی معمولاً بیشتر در کنار سواحل دریا انجام می شود.

شهرکی، فراهانی 93 : 1388

بلوچ، بازی، کُپَک

ابتدا افراد به دو گروه مساوی تقسیم شده ودر ضمن انتخاب داور و تعیین مسافت 10 متری شروع به بازی می کنند. ده نفر در سمت راست و ده نفر روبروی آن ها ردیف می شوند. نخستین بازیگر از دسته اول با دست چپ خود مچ پای راست را از عقب می گیرد و به صورت لی لی و یک پایی فاصله 10 متری را که بین هم دارند، به سوی یکدیگر طی می کنند تا به هم برسند و به محض رسیدن مبارزه را آغاز می کنند.

یکدیگر را هل می دهند. گردن و سر همدیگر را با دست آزاد می گیرند و به هر فنی که می شناسند، متوسل می شوند. تا یکی از آن ها به زمین بخورد. فرد مغلوب از بازی خارج می شود و فاتح با یکی دیگر از افراد دسته مقابل مبارزه را آغاز می کند. بدین ترتیب تا شکست همه گروه یا شکست خود ادامه می دهد که اگر خود فاتح مغلوب شود، نوبت نفر بعدی از گروهش می رسد و در پایان کار آن هایی که شکست خورده اند، باید فاصله صدمتری را به فاتحین سواری برسند. این بازی بدین صورت که دو نفر از دو گروه وارد میدان شوند، اجرا می شود.

عارفی، 82 – 81 : 1385

بلوچ، بازی، کپگ

ابتدا افرادی به دو گروه تقسیم شده و یک دایره را بر روی زمین رسم می کنند. هر یک از دو گروه بهترین های خود را انتخاب کرده و به درون دایره می فرستند. این دو نفر یکی از پاهای خود را گرفته و در زمین شروع به نبرد می کنند. هر یک از آن دو نفر که پایشان بر روی زمین برخورد و یا خودشان بر زمین بیفتند، بازنده هستند و امتیاز به گروه دیگر داده می شود. این بازی تا زمانی ادامه دارد که همه افراد دو گروه به دایره وارد شوند و اگر افراد دو گروه تمایل داشتند، می توانند بازی را مجددا آغاز کنند.

عارفی، 106 : 1385

بلوچ، بازی، کزرو

ابتدا بازیکنان به گروههای دونفری تقسیم می شوند. سپس طی قرعه به ترتیب وارد میدان بازی می شوند. با شروع بازی اولین گروه دونفری هر کدام یک طرف طناب را گرفته و به دور کمر خود می پیچند. سپس با سوت داور هر دو در جهت مخالف حرکت می کنند هر کدام که موفق شدند زودتر دیگری را به طرف خود بکشد و تعادل را به هم بزند، برنده است. ضمناً چنانکه هیچکدام موفق به انجام این امر نشوند، مساوی اعلام می شود و در پایان برندگان سواری می گیرند.

عارفی، 94 : 1385

بلوچ، بازی، کشتی رد

در جمع محلی برگزار می شود و ریش سفیدان محله دور هم جمع می شوند. برای شادکامی و جشنها دور هم می نشینند. جایی که زمین نرم و شنی که موقع کشتی رد ضربه ای به رقیب نخورد. این بازی شامل دو نفر است و روبرو اجرا می شود.

دو نفر که رد را شروع کردند، کمی همدیگر را می چسبد (شالی دور کمر بسته) محکم در لهجه بلوچی نیاز به شال بستن ندارد بند شلوار نقش کمربند دارد وقتی که همدیگر را گرفتند دور هم می چرخند، در حال چرخش حرکت عکس را انجام می دهند. بستگی به زیرکی و چابکی طرف دارد. وقتی در برگشت حریف سرنگون شد، به فاصله 3 الی 4 متر پرت می شود. و زمانی که رقیب سرنگون شد، احتمال ضربه خوردن را هم دارد و وقتی که طرف زمین خورد، بازی تمام می شود و دو کشتی گیر دیگر به میدان می آیند و به بازی ادامه می دهند تا مراسم جشن خاتمه یابد.

عارفی، 89 : 1385

بلوچ، بازی، کوک بازی

کوک نوعی توپ پارچه ای است که با بستن تعدادی پارچه که به صورت طناب درآمده است درست می شود. توپ را به مدت 3 تا 4 ساعت داخل نفت قرار داده تا خوب خیس شود. در هنگام شب و در ایام نوروز جوانان روستایی در یک زمین و محوطه باز، گرد هم آمده و پس از جمع شدن دور هم این توپ را آتش زده و یکی توپ را گرفته و به هوا پرتاب می کند هرکس سعی می کند تعداد دفعات بیشتری توپ را به هوا بیندازد.

شهرکی، فراهانی 90 : 1388

بلوچ، بازی، کیسه تنی

ابتدا افراد به گروه های مساوی تقسیم می شوند و به هر گروه یک عدد کیسه خالی داده که نفرات اول هر گروه در آن نیم تنه قرار می گیرند و با اعلام داور با حرکت جهیدن 10 الی 20 متر را رفت و برگشت طی می کنند و به محض رسیدن به گروه خود از کیسه خارج و کیسه را به نفر بعدی می دهند و به انتهای صف می روند. نفرات بعد به همین طریق عمل می کنند. هر گروه که مسیر را زودتر تمام کند، برنده محسوب می شود و ازگروه بازنده سواری می گیرد.

عارفی، 95 : 1385

بلوچ، بازی، گرگ بازی در آب

این بازی فقط در جایی امکان پذیر است که رودخانه باشد. در ابتدای بازی افراد در کنار رودخانه بر طبق قرعه کشی یا توافق، شخصی را به عنوان گرگ انتخاب کرده و بقیه افراد در محلی در حدود ده متر پایین تر از محلی که گرگ قرار دارد رفته و درون آب می پرند.

بعد از چند لحظه گرگ به درون آب پریده و بازیکنان با شنا یا جهش و پریدن، سعی می کنند، از دست گرگ فرار کنند. اگر جایی عمق آب بسیار کم باشد، افراد آزاد بلند شده و پشت سر گرگ می پرند تا دست وی به آن ها نرسد. البته هیچ کس حق ندارد از آب بیرون برود. گرگ باید به طور کامل در آب فرو رفته و شخصی را بگیرد و آن شخص به عنوان گرگ شناخته می شود و بازی به این ترتیب ادامه پیدا می کند.

عارفی 113-112 : 1385

بلوچ، بازی، گلوش

مثل گرگ بازی است، بین ده تا چهل نفر شرکت می کنند و همه می روند کنار، یک نفر آخر می ماند به نام گرگ، در دست گرگ یک لنگ که حالت بافته شده قرار دارد. افراد همه برای نجات از گرگ شدن به درختان حمله ور می شوند. گرگ با این لنگ دنبال افراد می رود و آن ها را می زند و آخرین نفر گرگ می شود و لنگ به او داده می شود.

عارفی، 86 : 1385

بلوچ، بازی، گله بازی

این بازی بین 4 الی 6 نفر صورت می گیرد. ابتدا چاله ای به عمق 30 سانتی متر حفر می کنیم. افراد چاله در فاصله 2 متری چاله قرار می گیرند. یکی از بازیکنان گله (تشله) را به پیراهن بازیکن دیگر می زند. گله هرکس که به چاله نزدیک شد آغازکننده بازی می باشد و باید گله را ابتدا به داخل چاله و سپس به یکی از حریف ها بزند.

اگر توانست این عمل را به خوبی انجام دهد، گله شخصی که به آن ضربه وارد شد، به بازیکنان برنده اهدا می شود و اگر نتوانست شخص دوم که گله آن به چاله نزدیکتر است همین راه را می پیماید. تا پایان بازی هر نفرکه توانسته باشد، گله بیشتری به دست آورد، برنده است.

عارفی، 99 : 1385

بلوچ، بازی، لپار

ابتدا بازیکنان به دو گروه مساوی تقسیم شده، پس از قرعه کشی گروه برنده بر پشت گروه مقابل سوار شده و حلقه وار در اطراف جائی مانند تپه جمع شده و دو مرتبه می چرخند. یکی از اعضای مقابل (مغلوب) بر روی تپه رفته و توپ را به گونه ای به زمین می زند (دریبل) که یکی از افراد گروه مقابل بتواند بدون پرت شدن آن را بگیرد.

اگر افرادی که سوار هستند بتوانند توپ را بگیرند، یک امتیاز می گیرند و به همین حالت سواری مانند، بازی، مجدداً تکرار می شود. اگر موفق نشوند جای گروه ها عوض می شود. در پایان بازی، تعداد دفعاتی که هر گروه سوار بودند را شمارش و اعلام برنده می کنند. این بازی در زمین های مسطح قابل اجرا می باشد.

عارفی، 85 : 1385

بلوچ، بازی، لگو بازی

ابتدا به گروههای دونفری تقسیم می شوند و پس از قرعه کشی، نفرات غالب و مغلوب مشخص می شوند، به همین روش افراد غالب سوار نام و افراد مغلوب پیاده هستند. با شروع بازی افراد سوار نام بر پشت پیاده نام ها سواره شده و در کوچه ها به راه می افتند و در طی مسیر به هرکس که برخوردند، می پرسند؟ “سوار سوار” “پیاده سوار”. یعنی به گفته های رهگذران ترتیب اثر می دهند. یعنی هرکس گفت سوار آن فرد سوار می ماند و اگرگفت پیاده آن فرد پیاده باقی می ماند.

عارفی، 93 : 1385

بلوچ، بازی، مجول

بازی محلی و سنتی قدیم الایام بلوچستان می باشد. وقتی که جشنی یا عروسی صورت می گیرد آنجا گوسفندان زیادی می کشند. بچه های کوچک و جوانک ها دور و بر قصابان را می گیرند تا استخوانی از عقب پای گوسفندان درآورند به نام مجول. در واقع سعی می کنند استخوان درشت تر را بردارند. شخصی که استخوانش بزرگتر است آنرا با آهن گداخته شده از وسط سوراخ می کند.

سرب آب می کنند و در داخل گودی مجول می ریزند تا سنگین شود و این را به عنوان (گل) بزرگترین و سنگین ترین استفاده می کنند.

بازی مجول بین دونفر تا چهار نفر صورت می گیرد و هر یکی چهار مجول بدون سرب در یک مسیر کنار هم می کارند. بعد با فاصله 6-10 متر هر یکی به اندازه توان و وسع خودشان بعضی ها، گلشان با سرب است بعضی، بدون سرب هست چرا که سرب در آن زمان گران بود.

از یک نقطه مشخص با مجول سرب به مجولهای کاشته شده نشانه می رود. باز هم بستگی به نشانه افراد دارد. مثلاً نفر اول به مجول های کاشته شده نشانه رفته، نخورد نفر دوم با مجول سرب دار به مجولها نشانه می رود. وقتی با یک نشانه هم مجول های کاشته شده از جا کنده شدند آن وقت طرف مقابل همه مجول ها را برده است.

عارفی، 88 : 1385

بلوچ، بازی، نُه دارو

ابتدا بازیکنان مهره های خود را یکی یکی روی صفحه خط کشی شده قرار می دهند. هر نفر نه مهره دارد و مهره ها باید طوری روی صفحه خط کشی قرار گیرند که سه تا مهره روی یک خط مستقیم قرار نگیرند. ولی در حین بازی هرکس که موفق شد سه مهره را روی یک خط قرار دهد، می تواند یکی از مهره های حریف را بردارد. البته مهره ای را برمی دارد که دارای اهمیت بیشتری باشد.

جایگاه مهره بر روی صفحه جایی است که زاویه ای تشکیل شده باشد و بازی تا زمانی که مهره یک نفر به سه تا برسد ادامه دارد. هر کس هر وقت کمتر از سه تا مهره داشته باشد، بازی به سود حریف تمام می شود.

عارفی 114 : 1385

بلوچ، بازی، یک کنگ دو کنگ

یک کنگ دوکنگ و سه کنگ و چاری چنبر – زیتون می توان بشمارد چند تا 5 تا و نفر پنجم از بازی می رود بیرون تا اینکه نفر آخر گرگ شود.

عارفی، 81 : 1385

بلوچ، بازی، هفت سنگ

در ابتدای بازی، افراد به قید قرعه به دو گروه 1و2 تقسیم می شوند و بازی را شروع کرده و گروه 2 منتظر می ماند. هفت سنگ یک اندازه بر روی هم قرار داده می شود و به فاصله 2 تا 5/2 متری افراد گروه قرار می گیرد. سپس یک نفر از گروه اول توپ را برداشته و به طرف سنگ ها پرتاب می کند.

اگر سنگ ها افتادند بازی ادامه پیدا می کند، اگر سنگ ها نیفتاد گروه یک تا آخرین نفر این کار را انجام می دهد تا بالاخره یک نفر بتواند سنگ ها را بیندازد. اگر موفق نشدند بازی به گروه دوم واگذار می شود.

تمام سعی افراد بر این است که تعداد کمتری از سنگ ها بیفتد، افراد گروه یک متفرق می شوند و افراد گروه 2 توپ را برداشته و به دنبال گروه 1 می روند. همه افراد گروه 2 دستهایشان درون لباسهایشان است، به طوری که تصور می شود که توپ دست هر یک از آن ها می تواند باشد. افراد گروه، دو تا سه مرتبه می توانند کنار یکدیگر مانند یک گل جمع شده (برای مشورت یا گول زدن گروه1) و دوباره متفرق شوند.

در این فاصله ها گروه 1 باید سعی کند سنگ ها را بر روی هم بچیند. اگر موفق شدند آن نفری که آخرین سنگ را گذاشت، می گوید: 7 سنگ و یک امتیاز برای تیمشان می گیرد و بازی دوباره با گروه 1 ادامه پیدا می کند. ولی اگر موفق نشدند و گروه 2 آن ها را با توپ زدند و سوزاندند (چون توپ به هرکس از گروه 1 برخورد کند سوخته و از بازی باید بیرون رود) امتیاز به گروه 2 داده می شود و گروه 2 بازی را در دست می گیرند. این بازی تا زمانی ادامه دارد که افراد هر دو گروه خسته شوند و بازی را تمام کنند.

عارفی، 104 : 1385

بلوچ، بازی، هدکی

بین دو گروه هفت نفره بازی می شود. گروه اول استخوان را در تاریکی شب می اندازد. اگر گروه دوم آن را پیدا کرد برنده اعلام می شود.

عارفی، 97 : 1385

به ما در تکمیل اطلاعات این قسمت کمک کنید

ارسال اطلاعات