بندری، بوشهر، بازی ها (یک)

بندری، بوشهر، بازی ها، اتوتل توت متل

تعداد: گروهی/ جنس: هر دو/ محل اجرا: فضای بسته

نحوه بازی: بازیکنان ردیف می نشینند و پاهایشان را دراز می کنند. آنگاه یکی استاد شده و در حالی که با دست روی پای بازیکنان می زند و شعری می خواند: اتوتل توت متل/ ناراحمدی، نارشکر/ تیشه وردار و برو به جنگ کانظر . . . برو سر حوض توتیا/ کینت بشو زودی بیا (طهارت بگیر زود بیا).

در اینجا، کلمۀ «بیا» به هر که افتاد بازنده است. استاد از نفر بازنده می پرسد: «اوو گرم می خوای یا اوو سرد؟» نفر بازنده، باید یکی را انتخاب کند. اگر آب گرم انتخاب کرد بازیکنان او را سخت پنجیر می گیرند. اگر آب سرد را انتخاب کرد آهسته پنجیرش گرفته و دوباره  بازی را از نفر بازنده شروع می کنند.

قزل ایاغ، 89: 1379

بندری، بوشهر،بازی ها، اَسَکَ چوورنگ

نام های دیگر بازی: اسبل چه رنگ (بندر گناوه)، اسبان چه رنگ (بخش خورموج)، خرک چه خرک (بخش دیر)

تعداد: 7 نفر/ جنس: هر دو/ اشیاء: یک پارچۀ ضخیم به اندازۀ یک متر/ محل اجرا: فضای باز

نحوه بازی: بازیکنان در یک خط مستقیم روبه روی استاد می نشینند. استاد پارچه را در دست گرفته سر آن را چندین گره می زند تا کاملاً سفت و محکم شود. سپس سر گره دار پارچه را در یک دست می گیرد. نفر اول بازی از استاد می پرسد: «اَسَک چوورنک؟» (هسته به چه رنگ است؟) استاد پاسخ می دهد: «رنگارنگ». نفر اول می پرسد: «چه میوه ایست در میدون؟»

در اینجا استاد خصوصیات یک میوه را (که ممکن است بومی یا غیربومی مثل کنار یا انگور باشد) که فقط خودش می داند، معماگونه از مرحله گل تا میوه به طور مفصل شرح می دهد و در حین شرح دادن نسبت تکامل میوه را با حرکت سرانگشتان نشان می دهد. وقتی که به مرحله آخر رسید، اگر بازیکن اول اشتباه گفت، سوخته است و نوبت به نفر دوم می رسد. ولی در غیر اینصورت استاد بلافاصله گروه پارچه را رها کرده دستور می دهد: «بشور و بگرد». منظور حرکت سریع و حالات شوریدگی  برای کتک زدن است.

در همین موقع بازیکنان پا به فرار می گذارند و نفری که بای را برده و پارچه به دست دارد دنبالشان می کند تا یک نفر را به چنگ آورده، حسابی با پارچه کتکش بزند. کتک زدن ادامه دارد تا زمانی که استاد صدا بزند:« رها، رها». بازیکنان با شنیدن کلمه رها رها فوری به طرف نفر اول حمله می کنند. هر کس که زبر و زرنگ تر بود و موفق شد پارچه را از دستش بگیرد، برنده محسوب می شود و اولین نفری است که برای دورۀ بعدی، بازی را شروع می کند. البته هنگامی که بازیکنان به طرف نفر اول حمله می کنند، استاد می تواند مجدداً دستور بدهد: «بشور و بگرد» که این قسمت هیجان انگیزترین جای بازی است. برندۀ بازی کسی است که پارچه را به استاد برگرداند. بازی به همین ترتیب ادامه دارد. این بازی در گناوه اسبل چه رنگ نام دارد و استاد به جای میوه رنگ اسب افراد سرشناس را مورد نظر قرار می دهد و مسافت معینی را تعیین می کنند تا بازیکنان با رسیدن به آنجا از کتک خوردن مصون بمانند.

قزل ایاغ، 90: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، انچی چک فیکه بده

نام های دیگر: اته مته شی تِته (نام قدیمی در بندر بوشهر)، شِنتِلی شینتک (قریه چاه کوتاه)، اَتَول فتیک فتیه بده (بندر دیر)

تعداد: دو گروه/ جنس: هر دو/ محل اجرا: فضای باز

نحوه بازی: شرط اول بازی این است که بازیکنان همدیگر را کاملاً بشناسند. بازیکنان دو گروه می شوند. برای شروع بازی «پرخالی» می کنند. هر گروه که برنده شد، یکی از بازیکنان گروه را بدون اینکه گروه دیگر او را ببیند زیر پتو یا چادری مخفی می کند و اسمش را می گذارد انچی چک. سپس خودشان می روند گوشه ای قایم می شوند. گروه بازنده هم جای دیگری پنهان شده است. گروه برنده که به انچی چک نزدیکتر است تا گروه بازنده، صدا می زند: «بیا، بیا: افراد دستۀ بازنده نزدیک انچی چک آمده و در مورد نام اصلیش با هم مشورت می کنند. سپس استاد گروه می رود نزدیک تر و پایش را از زیر چادر داخل می کنند. انچی چک با دو دست ساق پای او را محکم می گیرد. در همین حال استاد صدا می زند: «انچی چک فیکه بده» (انچی چک سوت بزن) انچی  چک با دهانش سوت می زند باز استاد صدا می زند: «انچی چک فیکه بده» و این جمله را چندین بار تکرار می کند تا از صدای سوت زدن انچی چک، او را بشناسد.

در اینجا اگر استاد نام اصلی انچی چک را درست گفت، گروهش برنده می شود و بازیکنان این گروه می روند قایم می شوند. اما اگر اشتباه گفت، انچی چک پایش را محکم گرفته صدا می زند: «سخت سخت که ته دیگم سخت» (سوخت سوخت که ته دیگش هم سوخت) با شنیدن کلمۀ سخت سخت افراد گروه برنده از پناهگاه بیرون می آیند تا به جان استاد بیفتند.

افراد گروه بازنده هم به کمک استادشان می شتابند تا او را از چنگ انچی چک و گروهش نجات دهند. برندۀ بازی همان گروه اول است و بازی را از نو شروع می کند.

قزل ایاغ، 93: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، بِره بِره بازی

تعداد: دو گروه/ جنس: هر دو/ محل اجرا: فضای باز

اشیاء: یک توپ رِبنی (توپی است محلی که از چرم می سازند و به دور آن پارچۀ ضخیمی پیچیده، آن را با نخ می دوزند.

نحوه بازی: بازیکنان دور هم جمع شده از میان خود یک نفر را به عنوان استاد انتخاب می کنند. استاد روی تخته سنگ بزرگی که قبلاً تهیه کرده اند، می نشیند و بازیکنان در جلوی او روی یک خط مستقیم صف می بندند. هر یک از بازیکنان اسم حیوانی را برخود می گذارد مثلاً: خر، گاو، قاطر، اسب . . . ضمناً به فاصلۀ چندین متر از محل بازی، یکی را مشخص می نمایند. توپ را درست مابین استاد و بازیکنان روی زمین قرار می دهند. بعد از اعلام آمادگی از سوی بازیکنان، استاد اسم یکی از بازیکنان را برده می گوید: «بره بره گاو» (ببر ببر گاو) در این موقع نفری که گاو است باید بلافاصله به سوی توپ برود و آن را به طرف بازیکنان که در حین فرار به سوی تخته سنگ هستند پرت کند. اگر توپ به یکی از بازیکنان اصابت کند، او یک امتیاز منفی می آورد. اگر بازیکنان خود را به تخته سنگ برسانند و توپ پرت شده به کسی اصابت نکند، پرتاب کننده یک امتیاز منفی می آورد که اگر مجموعاً به 5 برسد او نیز از بازی اخراج می شود. بازی به همین ترتیب ادامه پیدا می کند تا فقط دو نفر که مجموع امتیازات مثبت آنها بیشتر است، باقی بمانند.

بازیکنان تفاضل امتیازات این دو نفر را حساب می کنند، هر کس مجموع امتیازاتش بیشتر بود، شاه می شود و هر کس امتیازاتش کمتر بود، وزیر. دوباره بازیکنان روی همان خط مستقیم به صف می ایستند، شاه و وزیر پهلوی صف بازیکنان می آیند. شاه از نفر اول گرفته تا آخر به هر نفر سه سیلی می زند، وزیر یک سیلی. در موقع سیلی زدن شاه، وزیر او را همراهی می کند و مراقب است که کسی دستش را جلوی سیلی شاه نگیرد. در آخر برای تسکین بازیکنان و وادارکردن بازیکنان به خنده، شاه نیز سیلی محکمی به صورت وزیر می زند و بازی پایان می یابد.

قزل ایاغ، 93: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، بواوات پیرن یا جهال؟

تعداد: گروهی/ جنس: هر دو/ محل اجرا: فضای باز

اشیاء: اسک خُمال (اسک: هسته، خمال: خارک کال که سه مرحله قبل از خرماست)

گروه سنی: کودکان (گاهی اوقات مادران برای اینکه بچه هایشان را سرگرم کنند یا مورد نوازش قرار دهند این بازی را به تنهایی انجام می دهند)

نحوه بازی: ابتدا بازیکنان دور هم جمع شده، اسک هایشان را در دست گرفته به نوبت، به این طریق بازی را شروع می کنند. نفر اول ضمن اینکه اسکش را میان انگشت شست و سبابه قرار داده از نفر دوم می پرسد: «بواوات پیرن یا جهال؟» (بابات پیر است یا جوان). نفر دوم به دلخواه می گوید، پیر یا جهال. بعد نفر اول با دقت به وسیله دو انگشت به اسکش فشار می آورد و چون اسک حالت لغزندگی دارد معمولاً به هوا می جهد. ارتفاع جهش اسک بستگی به درست گرفتن آن و مهارت بازیکن دارد. اگر اسک تا ارتفاع قابل ملاحظه ای، مثلاً حدود نیم متر یا 30 سانتیمتر جهید، که پدر نفر دوم جهال است. اما اگر ضمن فشاردادن، اسک نجهید یا اینکه مثلاً در حدود سه چهار سانتیمتر جهید، نتیجه می گیرند که پدر نفر دوم پیر است. بازی تا دو نفر آخر به همین ترتیب ادامه می یابد.

قزل ایاغ، 94: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، بوجیکافر

تعداد: گروهی/ جنس: هر دو/ محل اجرا: فضای بسته

نحوه بازی: بازیکنان دایره وار می نشینند و از میان خود یک نفر را به نام استاد انتخاب می کنند. برای شروع بازی، بازیکنان یکی از انگشتان خود را روی زمین می گذارند. استاد در حالی که یکی از انگشتانش را به زمین می گذارد و برمی دارد چنین می گوید: بوجیکا فر (گنجشک ها پر)، کموتِرا فر (کبوترها پر). . . بازیکنان با شنیدن کلمۀ فر انگشتانشان، را به علامت پریدن به هوا بلند می کنند. در همین حال استاد نام شی یا حیوانی را می آورد که قادر به پریدن نباشد. هر یک از بازیکنان به اشتباه انگشتش را بلند کند، بازنده است.

بازیکنان نفر بازنده را خم می کنند و دست یکی از بازیکنان را به شکل سیخ یا سه کلمبه (سه پایه) روی پشت او قرار می دهند و می پرسند: «سیخ یا سه کلمبه؟: اگر نفر بازنده درست گفت که او را رها می کنند و بازی دوباره شروع می شود. ولی اگر درست نگفت با پشت دست او را کتک زده یا بازیکنان یکی یکی به پشتش سوار می شوند و مسافتی کولی می گیرند.

قزل ایاغ، 95: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، پُر یا خالی

نحوه تعیین نوبت: یکی از بازیکنان ریگی را در دستش پنهان کرده، از دو استاد گروه می پرسد: «کدام پر، کدام خالی؟» هر استادی که بتواند بگوید ریگ در کدام دست است، گروهش بازی را به دست می گیرد.

قزل ایاغ، 30: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، پِندِ کِه چال

تعداد: حداکثر 10 نفر/ جنس: هر دو/ محل اجرا: فضای باز

اشیاء: یک عدد توپ کوچک به نام پند، چند چوب بلند حدود یک متر و نیم که جنس آن ها بیشتر از گرز (شاخه خشکیده نخل) است.

زمان اجرا: فصل تابستان (عصرها)

نحوه بازی: ابتدا چاله ای را که به آن “گانه” می گویند به عمق 5 سانتیمتر در زمین می کنند. گانه باید طوری ساخته شود که پند به راحتی داخل آن قرار بگیرد. برای شروع بازی پند را حدود ده متر از گانه دور کرده، به ترتیب چوب را در حالی که روی زمین سر می دهند به طرف پند پرتاب می کنند. هرکس چوبش به پند برخورد کند می رود گوشه ای می ایستد. این عمل را همینطور تکرار می کنند تا فقط یک نفر بازنده شود (هر کس نتواند تا آخرین بار چوبش را به پند بزند بازنده است) به محض اینکه نفر بازنده معلوم شد، شور و هیجان بازی آغاز می شود. همۀ بازیکنان به پند حمله کرده، آن را به وسیله چوب می برند. کار نفر بازنده این است که باید سعی کند پند را با چوب خود به گانه برگرداند. این کار مشکل است چون هم تعداد بازیکنان زیاد است و هم سرعت عمل آن ها. از طرفی او باید به تنهایی این عمل را انجام دهد.

بنابراین تنها راهی که ممکن است نفر بازنده برنده شود این است که هنگامی که بازیکنی دارد چوبش را به پند می زند و می برد، او سعی می کند چوب خود را آهسته به بدن بازیکن بزند. یعنی او را جِز کند (بسوزاند) بازیکنی که نتواند پند را جداگانه برگرداند و یا کسی را جز کند، بازنده است. تا هر جا که بازیکنان پند را بردند نفر بازنده باید از همان جا تا سرگانه یک نفس هبو بکشد. اگر کسی تا پایان بازی بازنده باشد، در حالیکه اسمش را می آورند برایش دم می گیرند. مثلاً «پند بردیم تو غپی غلو سیاه دمش دوری» (بند بردیم تا وسط دریا غلام سیاه دنبالش دوید).

قزل ایاغ، 95: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، تر یا خشک

نحوه تعیین نوبت: یک روی تکه سنگ یا سفالی را با آب دهان تر می کنند. آنگاه یک استاد از استاد دیگر می پرسد: «تر یا خشک؟» و استاد یکی را انتخاب می کند. بعد سفال را به هوا پرتاب می کند. وقتی که سفال به زمین رسید، اگر روی تر بالا بود، استادی که تر را خواسته بازی را شروع می کند و اگر خشک بود گروه دیگر شروع کنندۀ بازی خواهد بود.

قزل ایاغ،  31: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، تیر اوُ مِه (یارآمد)

تعداد: دو گروه/ جنس: پسران/ گروه سنی: 10 سال به بالا/ محل اجرا: فضای باز

نحوه بازی: بازیکنان به دو گروه مدافع و مهاجم تقسیم می شوند. گروه مدافع به صورت فشرده در جایی می نشیند و یک فرد ورزیده مسئول محافظت از آن ها در مقابل گروه مهاجم می گردد. آنگاه گروه مهاجم که در جایی پنهان شده، با فرمان جارچی، حمله را شروع می کند. مهاجمان سعی می کنند که مسئول گروه مدافع را حیران و سرگردان کرده و از این طریق به یاران او ضربه بزنند که در صورت موفق بودن آن ها، افراد نشسته کتک مفصلی خواهند خورد. این ضربات ادامه دارد تا زمانی که مسئول گروه مدافع به یکی از افراد مهاجم رسیده و دست خود را روی سر او بگذارد که اصطلاحاً به آن «کچ کردن» می گویند. با این کار جای دو گروه عوض می شود و بازی تا زمانی که بازیکنان احساس خستگی نمایند، ادامه می یابد.

قزل ایاغ، 96: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، تیر بیا (تیر: مثل تیر سریع بیا)

نام های دیگر بازی: تیر امت (در بندر دیر)، تیرمه (در بندر دیلم)

تعداد: 4-5 نفر/ جنس: پسران/ گروه سنی: جوانان/ محل اجرا: فضای باز/ زمان اجرا: شب ها

نحوه بازی: بازیکنان به میدانگاه یا کوچه می دوند و می خوانند « چی چی سنگ ترازی؟ بچه ها چی بخورین بیاین به بازی» و چندین بار تکرار می کنند تا همه بازیکنان جمع شوند. دو استاد انتخاب می کنند. بقیه بازیکنان دو به دو به چُرچُر می روند. دو استاد بُر زده و یاران خود را انتخاب می کنند. سپس تر یا خشک یا پر خالی می کنند تا معلوم شود کدام گروه باید پنهان شوند بعد جایی مثل تیربرق کوچه، یا نبش خانه ای را به عنوان دکه مشخص می نمایند.

برای شروع بازی گروهی که حق پنهان شدن با آنهاست، تحت رهبری استاد از سر دکه حرکت می کنند. استاد با مشورت یاران خود محلی را برای اختفا در نظر می گیرد (ممکن است خانه ای مخروبه یا درختی تنومند و پر شاخ و برگ باشد). استاد برحسب موقعیت می تواند یاران خود را در دو محل پنهان کند.

در این هنگام به وسیله چند سوتِ کشیده گروه دیگر را خبر می کنند. اگر در جواب سوتشان بلافاصله سوتی کشیده شد معلوم می شود آن گروه با خبر شده است. اما اگر سوتی شنیده نشد، باز پشت سر هم سوت می کشند تا آن گروه با خبر شود. با شنیدن صدای گروه دیگر دست به کار می شود.

ابتدا استاد ترسوترین بازیکنان را به عنوان «دکه پا» سر دکه می گذارد. بعد از روی طنین سوتی که گروه پنهان شده می زنند یاران خود را تقسیم می کنند. گروهی که پنهان شده است. بیش از یک ربع ساعت در مخفیگاه خود باقی نمی ماند اگر در آن حول و حوش صدایی شنیده شد و تشخیص دهند که صدای گروه رقیب است هیچگونه عکس العملی انجام نمی دهند تا گروه کاملاً رد شود. در اینجا استاد برخلاف ردپای نفرات رقیب، یارانش را برحسب شناسایی کوچه ها و راههای مختلف به سوی دکه راهنمایی می کند.

اگر بازیکنی در راه به نفر گروه رقیب بخورد کرد و توانست از چنگش فرار کند و خود را به نزدیک دکه برساند و با غافلگیر کردن «دکه پا» دکه سلام کند، گروهش برنده می شود و به وسیلۀ چند سوت ممتد بقیۀ بازیکنان را خبر می کند. اگر نفری از گروه رقیب توانست یکی از نفرات گروه دیگر را گر کند گروهش برنده می شود و باز، به وسیلۀ سوت، بازیکنان را از جریان بازی باخبر می کند. چون این گونه سوت ها غیرمنتظره می باشد، بازیکنان هر کجا که باشند حساب بازی دستشان می آید و فوری خودشان را به دکه می رسانند. گروه برنده به ترتیب بالا رفته، مسافتی دور از دکه پنهان می شوند و بازی از نو شروع می شود. مسافتی را که در این بازی درنظر می گیرند گاهی به یک کیلومتر هم می رسد.

قزل ایاغ، 97: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، تیرمویه بازی

تعداد: 4 نفر/ جنس: پسران، مردان/ اشیاء: تیر (تیله)/ گروه سنی: کودکان، بزرگسالان

محل اجرا: فضای باز/ زمان اجرا: زمستان و بهار (هنگام عید نوروز)

نحوه بازی: ابتدا به تعداد نفرات، به فاصله معین که معمولاً 5/1 متر است، کول (گود کوچکی به شعاع 4 سانتیمتر) می کنند. ضمناً به فاصلۀ مشخصی از اولین کول خطی می کشند که «سال» نام دارد و نقطه شروع بازی است.

برای شروع بازی، بازیکنان ترتیبی می دهند تا معلوم شود چه کسی نفر اول است و چه کسی نفر آخر برای تعیین این موضوع یکی می گوید: «سالم» (اولم)، دیگری می گوید: «دوم سالم» (دومم) دیگری می گوید: «سوم سالم» (سومم) و آخرین نفر می گوید: «پس سالم» (آخرم) و بعد از اینکه همه چیز مشخص شد همه می روند سرسال و نفر اول بازی را شروع می کند. بدین ترتیب که تیرش را به وسیله پنگ (قرارگرفتن انگشت اشاره روی انگشت وسط و رهاشدن سریع انگشت وسط) به نزدیک یکی از کول ها پرت می کند. بعد نوبت به نفر دوم و سوم و . . . می رسد. بازی واقعی از این لحظه آغاز می شود. نفر اول می تواند برحسب تشخیص دوری و نزدیکی تیرهای نفرات، بازی را به دست بگیرد. اگر به کول نزدیک بود، اول کول کرده بعد تیرش را به نزدیکترین تیر نفر رقیب پرت می کند. اگر مورد اصابت قرار گرفت، یک امتیاز کسب کرده می تواند مجدداً کول نفر دیگر را تصاحب کند. یا به نزدیک ترین تیر نفر دیگر پرت کند که اگر برخوردی صورت گرفت باز حق دارد کول او را تصاحب کند و تا آخرین کول، بازی را به نفع خود پایان دهد. اما چنانچه کول خود را تصاحب کرد و تیرش به تیری برخورد نکرد، نوبت به نفر دوم می رسد. اگر تیر نفر دوم هم به تیر نفر دیگر برخورد نکرد، نوبت به نفر سوم می رسد و همین طور تا نفر آخر بازی پیش می رود. اگر یکی از بازیکنان موفق شد کول نفرات دیگر را تصاحب کند، سه امتیاز به دست می آورد. اگر موفق شد که هم کول را تصاحب کند و هم تیرش را حتی یک بار به تیر نفر دیگر بزند شش امتیاز کسب کرده است. اگر بازیکنان بدون برخورد تیری فقط کول خود را تصاحب کنند، بازی تمام می شود. این بازی برد و باخت دارد وممکن است به تعداد امتیازات حاصله به همدیگر سخت پشت دستی بزنند.

قزل ایاغ، 97: 1379

به ما در تکمیل اطلاعات این قسمت کمک کنید

ارسال اطلاعات