بندری، بوشهر، بازی ها (دو)

بندری، بوشهر، بازی ها، جِزجزک

نام دیگر بازی: جِز بازی

تعداد: گروهی/ جنس: هر دو/ اشیاء: یک چوب نازک به اندازه یک متر/ محل اجرا: فضای باز/ زمان اجرا: فصل تابستان

نحوه بازی: بازیکنان زیر درخت نسبتاً بزرگی جمع می شوند و به نوبت چوب را به طور عمودی روی انگشت وسط قرار می دهند و تا زمانی که چوب نیفتاده است، یک، دو، . . .  می شمارند. هر کس که شماره اش از دیگران کمتر بود، بازنده است و هر کس که بیشتر بود به عنوان استاد انتخاب می شود. کسی که بازنده شده، می رود مسافتی دور از درخت می ایستد و بقیۀ بازیکنان به جز استاد بالای درخت می روند. استاد، چوب را برداشته به طرف بازنده پرتاب می کند و بلافاصله خودش را بالای درخت می رساند نفر بازنده چوب را برداشته دوان دوان زیر درخت می آید.

در اینجا منطقۀ موردنظر فقط کف پای بازیکنان است، زیرا باید کاری کند که نوک چوب را به کف پای یکی از آن ها بزند تا برنده شود. برای این کار حق دارد فقط با یک دست و یک پا بالای درخت برود. بازیکنان بالای درخت برای این که او را غافلگیر کنند و پایین بپرند چنین می خوانند: خم گولش می دم، توتنبگ (خودم گولش می دهم تو بپر)/ خم نونش می دم، توتنبگ (خودم نانش می دم تو بپر/ خم اووش می دم، توتنبنگ (خودم آبش می دهم تو بپر) در همین موقع هرکس سعی می کند که خودش را از درخت پایین بیندازد. نفر بازنده باید خیلی مراقبت و هوشیار باشد، زیرا اگر یکی از بچه ها پایین بپرد، باز خودش بازنده است و بازی از نو شروع می شود اما اگر هوشیار بود و موفق شود نوک چوب را به کف پای یکی از بازیکنان بزند فوری می گوید: «جزجز». آن وقت نفری که سوخته می رود مسافتی دور از درخت می ایستد و نفر قبلی استاد می شود، چوب را به طرف نفر بازنده پرتاب می کند و خودش می رود بالای درخت و به همین ترتیب بازی ادامه می یابد.

قزل ایاغ، 98: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، جیحه

نام دیگر بازی: مرغ و خروس/ تعداد: گروهی/ جنس: هر دو/ محل اجرا: دریا

نحوه بازی: ابتدا، بازیکنان در قسمتی از آب دریا دور هم جمع می شوند. سپس یک نفر به نام استاد با دست آب را آنقدر به هم می زند تا کف کند. پس از چند دقیقه رفته رفته آب صاف و راکد می شود. استاد پنجه هایش را به هم قفل کرده و دست هایش را دایره وار روی آب می گذارد. بازیکنان به آب هایی که بین دست های استاد قرار گرفته تلنگر می زنند. هنگام تلنگر زدن هر کس که انگشتش محکم به آب خورد و قلپ صدا کرد جیجه (جوجه) است و هر کس که انگشتش آهسته صدا کرد خروس می شود. اگر تعداد خروس ها از یک نفر بیشتر بود، کار را تکرار می کنند تا فقط یک خروس باقی بماند. نفری که خروس شود، بازنده است. بازیکنان جایی را مثلاً بند یک کشتی را به عنوان دکه انتخاب می کنند و بعد همگی به آب می زنند در اینجا خروس موظف است به وسیلۀ شنا، جیحه ها را تعقیب کند. ضمناً باید مراقب باشد کسی خودش را به دکه نرساند. اگر خروس موفق شد یکی از جیحه ها را گر کند برنده می شود و اگر موفق نشد، یعنی اگر جیحه ای خودش را به سردکه رسانید، باز خروس بازنده است و بازی به همین ترتیب از نو شروع می شود.

قزل ایاغ، 100: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، چُرچُر

نحوه یادگیری: بازیکنان هم توان، دو به دو دست دور گردن هم کرده به گوشه ای می روند و هر یک بر روی خود اسمی می گذارند، مثلاً یکی اسمش را می گذارد ماه، دیگری ستاره، یکی زمین و دیگری خدا و . . . آنگاه در همان حالت برمی گردند پیش یکی از استادها و می گویند: «استاد چُرچُر» استاد در پاسخ می گوید: «دَس پُر» سپس یکی از دو بازیکن می گوید: «ماه می خوای یا ستاره؟» استاد یک اسم را انتخاب می کند، مثلا ً ماه را. در این صورت نفری که ماه است به عضویت گروه این استاد درمی آید. زوج دوم چُرچُر پیش استاد دیگر می رود و به همین ترتیب بدین صورت دو استاد یاران خود را انتخاب می کنند.

قزل ایاغ،  37: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، چیش گرکو

تعداد: گروهی/ جنس: پسران/ محل اجرا: فضای باز/ زمان اجرا: شب ها (شب های مهتابی)

نحوه بازی: یک نفر از میان بازیکنان انتخاب شده، بین تمام آن ها آنقدر پر خالی می کند تا فقط یک بازیکن بازنده شود. آنگاه محلی را برای دکه تعیین می کنند، نفر بازنده سر دکه ایستاده بقیه بازیکنان و اطراف دکه پنهان می شوند. وقتی که همه مخفی می شدند، صدا می زنند بیا. نفر بازنده از سر دکه حرکت می کند.

همزمان با حرکت او هر یک از بازیکنان به طرفی فرار می کنند. در اینجا نفر بازنده فقط می تواند کسانی را دنبال کند که خودشان را به دکه نرسانیده باشند. اگر موفق شد نفری را کر کند برنده شده و آن نفر بازنده است و بازی به همین ترتیب از نو شروع می شود.

یادآوری: “دیدمش”، بازی دیگری است شبیه این بازی که بیشتر دخترها آن را انجام می دهند. کیفیت آخر دیدمش بدین ترتیب است که نفر بازنده هر بازیکن را ببیند با گفتن دیدمش، برنده می شود و نفری که دیده شده بازنده می شود.

قزل ایاغ، 103: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، خارسنگ

نام دیگر بازی: خارچنگک

تعداد: نامحدود/ جنس: هر دو/ اشیاء: خار (خار نخل یا خاربابل است)، خمال (خرمای کامل)

محل اجرا: فضای باز/ زمان اجرا: فصل تابستان

نحوه بازی: بازیکنان زیر درخت یا سایه دیواری جمع می شوند و از میان خمال هایی که به اندازۀ کافی از پیش  چیده اند یک دانه را به نام کچلک پوست می گیرند. آنگاه گود کوچکی می کنند و کچلک را در آن می گذارند. سپس به تعداد مساوی مثلاً هر پنج دانه فحال پهلوی کچلک نهاده با خاک آن ها را می پوشانند. چیزی که در این بازی مورد توجه می باشد، کچلک است.

برای شروع بازی، بازیکنان به ترتیب خاری را که درست دارند به خمال ها می زنند. بدیهی است که در هر نوبت یک دانه خمال به خار فرو می رود که مال خود بازیکن می باشد. هر بازیکنی که خارش در کچلک فرو رود تمام خمال های داخل گود را می برد. اگر همۀ خمال ها را با خار بیرون کشیدند و هنوز کچلک زیر خاک بود آنقدر بازی را ادامه می دهد تا بالاخره خار یکی از بازیکنان به کچلک فرو رود که در این صورت او برنده بازی محسوب می شود و اولین نفری است که برای دور بعدی، بازی را از نو شروع می کند.

قزل ایاغ، 105: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، خدا یا زمین

نحوه تعیین نوبت: ابتدا یکی از دو استاد نام «خدا» و دیگری نام «زمین» را انتخاب می کند. سپس یکی از آن دو از محلی که ایستاده توپ را به فاصلۀ چند متری می اندازد. بعد چوب را از نقطۀ پرتاب توپ به طرف آن روی زمین خوابانده و در حالت شمارش و اندازه گیری این فاصله با چوب نظیر مترکردن، دعاگونه می گوید: اول خدا، دوم زمین، . . . تا چوب به توپ برسد. همۀ بازیکنان بر این کار نظارت می کنند. اگر چوب با کلمۀ «خدا» به توپ برسد، گروهی که خدا را انتخاب کرده بود، برنده می شود و در صورتی که با کلمه «زمین» به توپ برسد، گروه زمین برنده خواهد بود.

قزل ایاغ، 31: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، خَر مَن چَن مَن

تعداد: گروهی (هر گروه حداکثر ده نفر)

جنس: پسران/ محل اجرا: فضای باز (روی خاک نرم)/ زمان اجرا: فصل تابستان (شبهای مهتابی)

نحوه بازی: ابتدا دو استاد از میان بازیکنان انتخاب شده،  بقیه نفرات دو به دو به چرچر می دوند سپس دو گروه می شوند. آنگاه تر یا خشک می کنند، تا معلوم شود کدام گروه باید بازی را به دست بگیرد. در اینجا، استاد گروهی که حق بازی با آنهاست (گروه بالا) می رود پهلوی تل خاکی که قبلاً ساخته اند می نشینند و نفراتش چهار زانو پشت سر او قرار می گیرند.

افراد گروه پایین هم به فاصلۀ ده متر رو به روی آن ها می نشینند. برای شروع بازی، استاد گروه بالا در حالیکه به تل خاک دست می کشد و مقداری از آن را به هوا بلند می کند از استاد گروه پایین می پرسد: «خرمن چن من؟» استاد گروه پایین می پرسد: «بالا دومن؟» (بالا یا پایین؟ (زیاد یا کم)).

در این موقع استاد گروه بالا، حدود وزنی را که با توجۀ به تل خاک در نظر دارد با گفتن بالا یا دومن بر زبان می آورد. مثلاً اگر در نظرش وزن زیادی است می گوید: «بالا» و اگر کم است می گوید: «دومن». بازی با گفتن بالا، دومن ادامه پیدا می کند تا استاد گروه پایین به طور تقریبی بگوید که مثلاً خرمن پنج من (استاد گروه پایین فقط تا سه مرتبه حق دارد و زنی را بگوید) اگر این پنج من درست از آب درآمد، گروه بالا سوخته است، بنابراین افراد گروه موظفند بروند یکی یکی بازیکنان گروه پایین را به کول بکشند و ببرند به جای خود، روی خاک های نرم بگذارند و بدین ترتیب، گروه پایین برنده می شود، در غیر اینصورت گروه پایین باید به گروه بالا کولی بدهند. بازی به همین صورت ادامه می یابد.

قزل ایاغ، 106: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، خیار گُرگُو

تعداد: 10 نفر به بالا/ جنس: پسران، مردان

محل اجرا: فضای باز/ زمان اجرا: فصل تابستان (شب های مهتابی)

نقش ها: یک نفر در نقش باغبان، یک نفر در نقش خریدار، بقیۀ بازیکنان در نقش سگ

نحوه بازی: بازیکنان در میدانگاه محل جمع شده، همگی با هم به فاصلۀ معینی کوپ کوپ خاک جمع کرده آنها را خیار (هندوانه) و خربزه می نامند و چنین فرض می کنند که این کوپ های گلی به جای باغ هندوانه و خربزه است.

آنگاه باغبان که از همه مسن تر و درشت اندام تر است به عنوان صاحب باغ می رود و در میان کوپ های گلی می خوابد. خریدار که همیشه با الاغش می آمده و از این باغ هندوانه و خربزه می خریده،  می رود گوشه ای می ایستد. سپس بقیۀ بازیکنان که به نقش سگ درآمده اند و باید باغ و باغبان را مواظبت کنند. هر یک می روند لای بوته های هندوانه و خربزه چهار دست و پا در کمین می نشینند.

بازی واقعی بدین ترتیب آغاز می شود که خریدار وارد باغ شده مستقیماً پیش باغبان می رود و بعد از سلام و علیک باغبان می گوید: «بفرما قلیون بکش». خریدار در کنارش می نشیند و بدون اینکه قلیانی در کار باشد ادای قلیان کشیدن را در می آورد. پس از چند پک دروغکی که به قلیان می زند از باغبان می پرسد: «تنباکش مال کجان؟» (تنباکویش مال کجاست؟) باغبان می گوید: «مال چاه کوتاه» (چاه کوتاه نام دهی است نزدیک بوشهر؟ خریدار در حالی که به قلیان پک می زند همین طور می پرسد: «تنباکش مال کجان؟»

در این موقع باغبان با طعنه می گوید: «تنباک پوس خویه ی سگ» (تنباکوی پوست بیضۀ سگ) خریدار می گوید: «آباد آباد». بعد از این گفت و گوها خریدار می رود بر سر اصل موضوع و می گوید: «راستش جل خرم اینجا گم آویدن، شماتو ندیدن؟» (راستش جل خرم اینجا گم شده شما آن را ندیده اید؟) باغبان می گوید: برو داخل باغ بگرد. خریدار بلند شده، می رود لای بوته های هندوانه و خربزه می گردد و ضمن گشتن در فکرست که چگونه حیله ای به کار برده دزدکی هندوانه یا خربزه ای را بچیند و فرار کند (یکی از کوپ های گلی را خراب کند) در چنین حالتی بازیکنانی که به نقش سگ درآمده اند و حالا او را کاملاً زیرنظر گرفته اند، به محض اینکه خریدار خم شده و هندوانه یا خربزه ای را چید، همگی در حالی که صدای عوعوی سگ درمی آورند دنبالش می کنند. بعد از چند دقیقه باغبان صدا می زند تا سگ ها برگردند.

قزل ایاغ، 106: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، دسمال دسمال

تعداد: دو گروه/ جنس: دختران/ اشیاء: دستمال

محل اجرا: فضای باز

نحوه بازی: بازیکنان دو دسته می شوند و در حالیکه دستمال به دست دارند به فاصلۀ چند متر رو به روی هم صف می کشند. طریقۀ بازی به این ترتیب است که باید نفرات رو به روی هم در یک زمان به سوی یکدیگر حرکت کنند و در وسط دو صف، دستمالشان را عوض کنند و به جای هم بایستند. برای اینکار نفر اول دستۀ اول به طرف نفر اول دستۀ دوم حرکت می کند. نفر اول دستۀ دوم نیز همین کار را انجام می دهد. این دو نفر در وسط دو صف به هم می رسند و دستمالشان را به یکدیگر می دهند. بقیه بازیکنان به نوبت و سرعت زیاد کار یاد شده را تکرار می کنند. جنب و جوش بازی از همین جا آغاز می شود و اگر دستمال از دست کسی بیفتد سوخته و از بازی اخراج می شود.

قزل ایاغ، 108: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، دوس  

تعداد: 2 نفر/ جنس: هر دو

اشیاء: برای هر نفر یک شیء کوچک که از نظر نوع و جنس با هم متفاوتند، مثلاً یکی سه عدد هستۀ خرما و دیگری سه عدد ریگ

محل اجرا: فضای بسته

نحوه بازی: ابتدا  مربعی به ضلع تقریبی 40 سانتیمتر روی زمین رسم کرده زوایای متقابل آن و همچنین وسط هر 4 ضلع رو به روی هم را طوری به یکدیگر وصل می کنند که در نقطۀ مرکز مربع همدیگر را قطع کنند. بدین ترتیب 9 محل تقاطع روی مربع به وجود می آید برای شروع بازی، یکی از دو بازیکن داوطلب شده، یکی از وسایل بازی خود را در مرکز مربع که محل تقاطع خطوط می باشد می گذارد.

فرض کنیم این کار را بازیکنی انجام دهد که هستۀ خرما دارد. در این موقع نفر دوم یکی از ریگ های خود را به دلخواه روی یکی از نقاط تقاطع خطوط مربع می گذارد.  بازیکن اول نیز عمل بازیکن دوم را تکرار می کند.  به هر حال اگر دقت کنیم می بینیم که دو عدد هسته مقابل هم روی یک خط قرار دارند که اگر این دو عدد هسته سه تا شوند و در یک خط مستقیم قرار بگیرند، بازی به نفع بازیکن اول تمام می شود. سعی نفر دوم بر این است که با گذاشتن یک ریگ مقابل دو دستۀ بازیکن اول از دوس شدن و در نتیجه برنده شدن او جلوگیری کند. پس از این کار، دو بازیکن به نوبت وسایل بازی خود را بر روی محلهای تقاطع مربع می گذارند. هرکس که موفق شد هر سه وسیلۀ بازی خود را روی خط، رو به روی هم قرار دهد برندۀ بازی محسوب می شود و برای دورۀ بعدی اولین نفر است که باید بازی را به همین ترتیب شروع کند.

قزل ایاغ، 109: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، شنبه یکشنبه

تعداد: گروهی/ جنس: هر دو/ اشیاء: یک عدد چوب

محل اجرا: فضای باز

نحوه بازی: در این بازی برای انتخاب نفر اول بازیکنان به نوبت توپ سه پوستۀ کوچکی را با یک دست به دیوار می زنند و می گیرند. هر کس بتواند این کار را بیشتر از دیگران انجام دهد و توپ از دستش بیفتد، نفر اول بازی محسوب می شود. برای شروع بازی بازیکنان در هفت قدمی نفر اول در سمت چپ می ایستند. نفر اول توپ را به دیوار زده، می گیرد و در هر نوبت چنین می گوید: «شنبه یکشنبه، . . .، جمعه»  بازیکنان با شنیدن کلمه جمعه فرار می کنند و نفر اول توپ را به طرفشان پرتاب می کند. اگر توپ به کسی برخورد کرد خودش برنده بازی است و باید شنبه، یکشنبه کند. در غیر اینصورت بازیکنان دنبال توپ می دوند و هر کس که موفق شد زودتر از همه توپ را به دست آورد، نفر اول بازی محسوب شده و بازی از نو شروع می شود.

قزل ایاغ، 112: 1379

بندری، بوشهر، بازی ها، شنداز

تعداد: در هر نوبت 3 نفر/ جنس: هر دو

اشیاء: 4 عدد گزو (شاخۀ نخل) به اندازه 12 سانتی متر که رنگ روی آن سبز تیره و زیر آن سبز باز است.

گروه سنی: 15 سال به بالا

محل اجرا: فضای باز/ زمان اجرا: فصل تابستان

نحوه بازی: بازیکنان به نوبت گرزها را به طور موازی در دست گرفته و روی زمین می اندازند و با کسب سه شخصیت متفاوت (شاه، دزد، وزیر) بازی را به دست می گیرند. تعیین شخصیت ها به طریقه زیر است: شاه، عنوان بازیکنی است که بتواند در یک بار انداختن گرزه، رنگ سبز تیرۀ آنها را بالا قرار دهد. وزیر؛ عنوان بازیکنی است که رنگ سبز گرزها را بالا قرار دهد. دزد؛ عنوان بازیکنی است که موفق به انجام هیچ کدام از این دو کار نشود.

لازم به یادآوری است که برای کسب مقام های بالا هر یک از افراد حق دارند تا سه مرتبه گرزها را بیندازند (نحوۀ انداختن گرزها نقش مهمی در سرنوشت بازیکنان دارد. اگر در موقع انداختن، رنگ گرزها یکسان نبود بازیکنی که توانسته است در هر سه نوبت دو رنگ یا سه رنگ یکسان بیاورد، برای کسب مقام شاهی یا وزیری امتیازش بیشتر است، بازی واقعی درست لحظه ای آغاز می شود که دزد تعیین گردد، در این صورت بلافاصله وزیر رو کرده به شاه می گوید: «شندازها» شاه می گوید: «داد و بیداد» وزیر می گوید: «چش کنم؟) در اینجا شاه هر دستوری که صادر کند قابل اجراست. دستوراتی که شاه صادر می کند اغلب خطرناک است. مثلاً به وزیر فرمان می دهد که دزد را سبیل مالک (انگشت شست دو دست را با آب دهان تر کرده به خاک می مالند. آنگاه آن ها را پشت لب بالای دزد گذاشته از دو طرف خیلی محکم فشار داده می کشند) بدهد، یا او را تسمل مچی (پنجه های دو دست را به هم قفل کرده، آن ها را برآمده می کنند به سر دزد می زنند) بزند، و یا تنبیهات دیگر.

قزل ایاغ، 113: 1379

به ما در تکمیل اطلاعات این قسمت کمک کنید

ارسال اطلاعات