آذری، آذرشهر، بازی ها

آذری، آذرشهر، بازی ها، آیی اویونی (بازی خرس)

تعداد: 4 نفر

جنس: هر دو

اشیاء: یک عدد پوستین

گروه سنی: بزرگسالان

محل اجرا: فضای بسته

زمان اجرا: شبهای سرد زمستان

نقش ها: بستاچی (جالیزبان)، خرس، سگ (دو نفر)

نحوه بازی: یک نفر از بازیکنان، نقش جالیزبان را بازی می کند که جالیز هندوانه و خربزه دارد. او از ترس آنکه خرس به جالیزش صدمه نزند و سگ نگه داشته است (نقش سگ ها را دو نفر از بازیکنان جوان بازی می کنند) یک فرد قوی هیکل هم با پوشیدن، نقش خرس را بازی می کند. خرس به جالیز نزدیک می شود و سگ ها از ترس صدایشان در نمی آید. جالیزبان متوجه خرس می شود و با چوب به خرس حمله می کند. سگ ها هم از صاحبشان حمایت می کنند و آنقدر خرس را می زنند تا فرار کند. بازیکنان سعی می کنند این درگیری ها را به شیوه ای خنده آور نشان بدهند تا حاضران بخندند.

قزل ایاغ، 3: 1379

آذری، آذرشهر، بازی ها، اینه ! اینه ! (سوزن ! سوزن)

تعداد: یک گروه

جنس: هر دو

گروه سنی: کودکان 4- 12 ساله

محل اجرا: فضای بسته

نحوه بازی: بازیکنان دور هم می نشینند و دست هایشان را جلو می آورند. یکی از آنها که استاد شده، متلی را می خواند و در ادای هر کلمه یکی از انگشتان بازیکنان را رد کرده و پیش می رود. آخرین کلمه قبل یعنی «قول» به نام هر انگشتی افتاد، آن انگشت کنار گذاشته می شود. استاد دوباره شروع به خواندن قبل می کند تا زمانی که فقط انگشت یا انگشتان دست یا دست های یک نفر باقی بماند، در اینصورت این بازیکن بازنده محسوب می شود. در این هنگام استاد از بازنده می پرسد که از دو کلمه «قا» و «قو» کدام یک را می خواهد. بازنده مجبور است یکی از این دو را انتخاب کند. اگر بگوید «قا» می خواهم به عنوان اینکه خواسته کلاغ باشد همگی او را هو می کنند و می خندند و اگر بگوید «قو» می خواهم، استاد می گوید این بچه قوتور (جَرَب) است و باز بچه ها با هلهله و کف زدن بازی را به پایان می برند و اگر مایل بودند بازی را به همین شیوه تکرار می کنند.

قزل ایاغ، 8: 1379

آذری، آذرشهر، بازی ها، بلیخ (آسمان جُل)      

تعداد: 1 نفر

گروه سنی: بزرگسالان

محل اجرا: فضای بسته

زمان اجرا: شب های زمستان

نقش ها: بلیخ

نحوه بازی: بازیگر باید از مهارت های خاصی برخوردار باشد تا بتواند مجلس را گرم کند. بلیخ جوان آسمان جلی است با لباس های کهنه و پاره که ظاهری بسیار رقت انگیز دارد. با چنین شکلی وارد مجلس می شود و نقش فرمانبر حاضران را بازی می کند. هر کس از هر گوشۀ مجلس به او فرمانی می دهد و او باید همه را اجرا کند. گاه در میان حرف ها، حرف های خنده دار و تمسخر آمیز هم می زند و با بزرگان مجلس شوخی می کند و از آنها انتقاد می کند. در پایان با یک رقص خنده دار ولی ماهرانه مجلس را ترک می کند. فردی که نقش بلیج را بازی می کند، ضمن داشتن مهارت باید محیط را خوب بشناسد و از روابط بین افراد اطلاع داشته باشد تا بتواند با بذله گویی یا انتقاد مجلس را گرم کند.

قزل ایاغ، 9: 1379

آذری، آذرشهر، بازی ها، درمانچی بابا

تعداد: 2 نفر

جنس: یک دختر و یک پسر

محل اجرا: فضای بسته

زمان اجرا: شب های زمستان

گروه سنی: بزرگسالان

نقش ها: آسیابان، زن بیوه

نحوه بازی: آسیابان مشغول کار است که زن بیوۀ گرسنه ای مقداری گندم برای آرد کردن می آورد. آسیابان از آرد کردن گندم او طفره می رود و وانمود می کند که خیلی کار دارد. هر بار زن برای نرم کردن دل او شعری می خواند ولی او باز هم راضی نمی شود. زن چند شعر می خواند، آسیابان کار او را راه می اندازد و بازی تمام می شود.

قزل ایاغ، 22: 1379

آذری، آذرشهر، بازی ها، کوفله کوفله (منفذ و هواکش تنور)

نام دیگر بازی: اوش یا ستیق (مرند)

تعداد: یگ گروه

جنس: هر دو

گروه سنی: بزرگسالان

محل اجرا: فضای بسته

زمان اجرا: شب های سرد زمستان

نقش ها: کوفله (1 نفر)، اوستا (1نفر)، بازیکن (2 نفر)، جمعیت حاضر در مجلس

نحوه بازی: فردی ساده را انتخاب می کنند و نام کوفله بر او می گذارند. دو بازیکن پشت به پشت خم می شوند و دست ها را بر زانو می گذارند. کوفله هم زانو می زند و سرخود را زیر پای دو بازیکن قرارمی دهد. با اشاره استاد، حضار یکی یکی می آیند و بر پشت کوفله می زنند و سر خود را برگردن او می گذارند و معلق می زنند. این بازی تا جایی ادامه می یابد که کوفله از بازی خودداری می کند.

قزل ایاغ، 34: 1379

آذری، آذرشهر، بازی ها، مجسمه   

تعداد: 3 نفر

جنس: مردان

گروه سنی: بزرگسالان

محل اجرا: فضای بسته

زمان اجرا: شب های زمستان

نقش ها: پیرمرد، همسر پیرمرد، عاشق زن

قزل ایاغ، 38: 1379

آذری، آذرشهر، بازی ها، ها با خدی

تعداد: یک گروه

جنس: هر دو

اشیاء: دستمال به تعداد حاضران در مجلس

محل اجرا: فضای بسته

زمان اجرا: شب های زمستان

گروه سنی: بزرگسالان

نحوه بازی: هر یک از بازیکنان دستمالی را به دهان می گیرند. به اشاره استاد بازی، همه چشم ها را می بندند و سرخود را تکان می دهند و بندی را می خوانند. استاد مواظبت می کند تا مچ کسی را که چشمانش را باز کرده است بگیرد. اگر چنین کسی پیدا شد، استاد نام او را می برد و دیگران چشم ها را باز می کنند و خطاکار را می گیرند و صورتش را یا با زغال سیاه می کنند، یا با آرد سفید، و او را می زنند تا دیگران بخندند.

قزل ایاغ، 40: 1379

آذری، آذرشهر، بازی ها، یواروخ (می شوییم)

تعداد: یک گروه

جنس: هر دو

گروه سنی: نوجوانان ( 10 – 12 سال )

محل اجرا: فضای بسته

نحوه بازی: یکی از بازیکنان کف یکی از دست های خود را باز می کند. بازیکن دیگر با انگشت نشان، کف دست او را غلغلک می دهد و شعرهایی را می خواند. همراه با شعر، یکی یکی انگشتان دست بازیکن دیگر را می گیرد و سعی می کند حرکاتی را که در شعر گفته شده با دست دیگر بر روی صورت بازیکن اول نمایش بدهد ( مثل بریدن ، پختن ، شستن ، خوردن ، … ).

قزل ایاغ، 41: 1379

به ما در تکمیل اطلاعات این قسمت کمک کنید

ارسال اطلاعات